تو نشانم بده راه به قلم فاطمه اصغری
پارت صد و بیست و چهارم :
امشب اولین شبی بود که قرار بود در خانهی جدیدم سر کنم. سه چهارماه ماندن در خانهی بابایوسف، بدعادتم کرده بود؛ در اتاقم با خیال راحت میخوابیدم. اما امشب فرق داشت. تا به خانهی جدید عادت کنم و از امنیتش خیالم راحت شود، باید احتیاط میکرم. جاکفشی کوچکی که کنار در است را پشت در ورودی میکشم و در را دوبار قفل میکنم. صاحبخانه قول داده بود تا زمان اسباب کشی او درب ضدسرقت تعبیه کند. اما روز
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۴۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه اصغری | نویسنده رمان
خوش بشینه به نگاهتون عزیزم.🌺🌺🥰
۳ سال پیشسیتا
0اگه سمیر سر حرفی که زده بمونه مینو بیچاره میشه همین خونه از دستش میره
۳ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
🥰🥰
۳ سال پیشدلنیا
0مثل همیشه عالی💞
۳ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
زنده باشید.🥰🥰
۳ سال پیشAa
0عالی بود چه دوست وفاداری👏👏👏💐💐💐
۳ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
🌺🌺
۳ سال پیشاسرا
0تفاوت مینوباآواوهلن درهمینه
۳ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
👌🌺
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ناهید
0داستان با وجود موضوع تکراری جذاب وپخته بود ومطمئن باشید اگر کتاب بود تا تمامش نمیکردم نمیبستمش موفق باشید عزیزم .🌹