سنسار (سَنسار) به قلم آمنه آبدار (الهه)
پارت صد و بیست و پنجم :
نیشخندی زدم و کمی به پنجره نزدیک شدم و سرم را به آن چسباندم و مشغول تماشای خیابان شدم. یادش بخیر... یک روزی هم پدرام نصف شب می آمد و دزدکی من را می آورد و در خیابان می گرداند. میان راه هم برایم آهنگ می خواند... چقدر خاطراتم شبیه حباب شده اند، می ترسم دست بزنم و همین سهم کمی که از آن ها دارم هم نماند!
به دریا رسیدم و مهتاب ماشین را متوقف کرد. وسایل اضافه مان را در ماشین گذاشتیم و پیاده شدیم. در
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۰۳۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
دختر طبیعت
5خیلی دلم می خواد بدونم پدرام واقعا زندس یان ولی توی پارت قابلیت همونی که مال زمان کنکور بود انوشا مگه نگفت که پدرام رو دیده 😑😑😑
۶ سال پیشFatemeh
12این پارت ک بیشترش متن آهنگ بود:/ ینی ما یک روز صبر کردیم ک آهنگ بزارید واسمون!؟مرسی واقعا:)
۶ سال پیشآیلار
6این مهتاب خیلی مشکوکه به پری گفته بود که باورت کردم ولی انگار نکرده چون اون لحظه ای که پری گف کامل ؟ اون خیلی تعجب کرد که نباید میکرد چون به هر حال اون باید بدونه پری همون انوشاس وگذشته رو یادشه
۶ سال پیشارام
11چرا انقد کم 😐 بخدا الان خودمو جر میدم😐💔۰من از این مهتاب بدم میاد چون مشکوکه خیلیم مشکوکه😐👐🏼 کلا یجورایی ترسناکه😂اصلا یجوریه نمیدونم چجوریه😂😂
۶ سال پیشنگار
14نویسنده لطفاً وقتی میخواند آهنگ بخوانند یا آهنگ گوش بدهد متن آهنگ رو ننویس چون نیمی از پارت فقط آهنگ میشه
۶ سال پیشدختر الماس
7عالی👌 ولی کم.. انصافاً پارتش خیلی کم بود
۶ سال پیشرومینا
12مثل همیشه عالی بود 👌👌👌 اما مهتاب واقعا خیلی خیلی مشکوکه من که میگم پدرام زندس ولی احتمالا حالش بده یا فراموشی چیزی گرفته به انوشا یا اسم جدیدش پریشا نمیگن تا غذاب نکشه یا ناراحت نشه 😞😞😞😞😞😞
۶ سال پیشپرستو
15هقققق😭چه پارت غمگینی دلم سوخت خیلی گناه داره واقعا چقد بده آدم دوتا شخصیت داشته باشه بعد هم عاشق باشه هم عشقش معلوم نیس زندس یا مرده هعی خدا🙁
۶ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ساغر
2این پارته همش ک متن اهنگ بود😐بیست و چهار ساعت منتظر نشستم ک متن اهنگ بخونم؟ 😐😐💔