پارت هفتاد و هفتم :

ماه صنم نشست و بازهم زانو هایش را بغل گرفت. مولود ایستاده مقابل او لب زد:
_ اینجا اگه میخوای دووم بیاری فقط یه حالت داره.
ماه صنم دوباره بغض کرده بود که مولود اشاره ای به اطراف صورتش زد و با لبخند گفت:
_ کر و کور و لال باشی. همین!
ماه صنم به زور بغضی که کم کم داشت بزرگ میشد و گلو گیر، فرو برد. مولود چرخید. یکی از تشک ها را روی هوا تکانی داد و کف اتاق پهن کرد.
گویا پرده ها یکی یک

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۸۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • النا

    0

    از ماه صنم بیچاره تر مولود بی کسه

    ۱ سال پیش
  • اسرا

    1

    ماه صنم خوب که جاداره ولی مولودبیچاره س

    ۲ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!