پارت چهارده :

- صد دفعه به تو نگفتم خودتو کنترل کن؟ حتما همه باید بفهمن؟ خجالت بکش... گمشو!
پرند با اخم و ناراحتی رفت و زن عمو لبخند دستپاچه ای زد... عجب آتوییی! خدایا مرسیییی...
- ببخشید دخترم، پرند این روزا اخیتارش دست خودش نیست...
این رو گفت و رفت... پ دست کیه؟ با خنده و برنامه ریزی برای استفاده از این، به سمت خونه قدم برداشتم که یهو چهره برزخی مامان رو دیدم.
آب دهنم رو با سر و صدا قورت دادم و ز

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۷۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • N.a

    0

    چه خبره باززززز

    ۷ ماه پیش
  • ماه~

    6

    مرتضی کی بود؟😐 اگه برای پارت های قبل هست چرا من یادم نمیاد؟😑😐😁

    ۶ سال پیش
  • ?بهار

    2

    به احتمال خیلی زیاد عموشه

    ۶ سال پیش
  • نفس

    3

    اره به نظرمنم باید عموش باشه

    ۶ سال پیش
  • شایدممرتضی خالش باشه

    0

    رمان خوبیه دوسش دارم😘

    ۵ سال پیش
  • lila

    1

    بد نیس ولی عاشقانه هم نیس 😒

    ۶ سال پیش
  • لیلا

    1

    بد نیس

    ۶ سال پیش
  • دخی شیطون بلا

    20

    آخ پوکیدم اونجا که میگه پرند اختیارش دست خودش نیست اخه آدم گنده اختیارش دست خودش نیس اونجاشم که میگه بوتاکس لازمی باحال بود کلا باحال بوداین پارت😂😁

    ۶ سال پیش
  • دخی

    5

    این قسمت زیادخنده دارنبود😕ولی اونجاک ب سهیل گف پیشونی چین وچروکی خنده داربود فقط😐ویاناشخصیتش باحاله پس لطفاطنزشو بیشترکنین🙏💙

    ۶ سال پیش
  • مگه فصولی؟

    2

    قشنگ و خنده دار بود مثل همیشه😂😂 اما لطفا خواهشا زود تر پارت بزارین من میمیرم از کنجکاوی تا فردا

    ۶ سال پیش
  • گلی❤اریس

    5

    خوب بود وخنده دار😕

    ۶ سال پیش
  • Azin

    10

    😂😂تا اینجا ک عالی بود ولی چرا انقدر کمه پارت هاش تروخدا بیشترش کنید من الان تا پارت بعدی میمیرم از فضولی ک بقیش چیشد اونجاش ک گفت پرند اختیاراتش دست خودش نیست و اون تیکه آخر خیلی خنده دار بود 😂🤣

    ۶ سال پیش
  • hajar

    7

    عالیه بخصوص اونجاش که میگه پیشونی چین و چروکی😂 بعدشم این ویانا چقدر اعتماد به نفسه میگه من جذابم ولی عمه هام نمی دونم چکار کردن که خواستگار نمیاد😂

    ۶ سال پیش
  • arezoo

    5

    خدا وکیلی کیف میکنین ما رو توی خماری میزارین نه?😐💔 بابا من تا فردا تحمل ندارم همش فکر و خیال میکنم💔😐😂😂😂😂😂😂😂 ناموسا زود زود بزارین پارتارو تا یه بنده خدای کنجکاوی(فضول:)مث من فکرش درگیرنشه

    ۶ سال پیش
  • sepideh

    13

    عالی بود این پارت هم یکیش همین خانواده پدری راست میگه بیشتریا خانواده پدری نابودن😐😂 و اونجا ک مامانش گفت بزار مهمونا برن لعنتی این جمله حکم قصاص رو داره😂

    ۶ سال پیش
  • محنا

    4

    پارتاش کمه الان من موندم تو خماری یکم بیشتر کنید پارت هارو

    ۶ سال پیش
  • زهرا

    3

    این پارت هم مثل بقیه ی پار ت هو عالی بود

    ۶ سال پیش
  • خخخخخخخ

    9

    بقیش ؟؟؟یه ذره بیشتر پارت بزارین. والا ما جوان های امروزی طاقتمون خیلی کمه . چرا نویسنده درکمون نمیکنه . تورو خداااا پارت هاش رو طولانی بکنید .کلی هم خندیدم .ماشالله رمان خنده داری هست .

    ۶ سال پیش
کپی شد!