پارت هفتاد و پنجم :

نیهان با حس نوازش‌های دستی، لا به لای موهایش چشم باز کرد و حسام را با لبی خندان، بالای سرش دید.
- پاشو دیگه تنبل خانوم، ظهر شده آ! قبلا صبح زود بیدار می‌شدی، صبحونه آماده می‌کردی، اما حالا...
دخترک سگرمه‌هایش در هم رفت و با صدایی خواب‌آلود تشر زد:
- تنبل عمته! قبلا شبا زود مثل آدم می‌کپیدم، اما حالا تا بوق سگ بیدار نگه‌ام می‌داری خب! دیروز الکی خرم کردی، گفتی شب راحت بخواب... ار

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۷۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهرا زندگی

    0

    عالی بود عالی

    ۳ سال پیش
  • کریمی

    1

    من احساس میکنم ته همه ی اینا اقای دادفر پدره این نیهان باشه چون هیچ جا اثری ازش نیست ولی مرده خوبیه فقط زندگیش جوری رقم خورده که همه اونو مقصر میدونن با این حال نمیدونم شاید یه ماجرای دیگه ای توی راهه

    ۵ سال پیش
  • naznin

    2

    پشمام،،،

    ۵ سال پیش
  • رومینا

    19

    عالی بود مثل همیشه👌👌👌اما خب نگران موضوع نیهانم باید به حسام میگفت😖😖😔😔 خدا کنه بتونه پدرش رو ببینه یا حداقل یه خانواده ای خوب داسته باشه 😳😳😳

    ۵ سال پیش
  • الهاممم

    0

    عریز جان جدی نگیر رمانه گل ناز😊😊

    ۵ سال پیش
  • فاطمه

    10

    برگ نموند برامون از استرس😂

    ۵ سال پیش
  • Z

    7

    با نظرت موافقم کرک و پرهام از شدت استرس ریخت😑😶

    ۵ سال پیش
  • Atosa

    3

    رمانتون عالیه😻😻

    ۵ سال پیش
  • مب

    13

    واییی واقعا رمانت عالیه خیلی قشنگه 🥺😍من خودمن دارم رمان مینویسم ولی از تو عالیه دختررر🤩فقط تورخدا نیهان به حسام بگه نمیخوام دوباره بینشون خراب شه...

    ۵ سال پیش
  • یگانه

    4

    عالی مثل همیشه

    ۵ سال پیش
  • میشا

    9

    مثل همیشه عالی نگار جون فقط کاش نیهان زودتر به حسام بگه که بینشون جدایی نیوفته 😕

    ۵ سال پیش
  • کوثر

    4

    وای منم مثل فاطمه جون تا فردا سه بار تو افق محو میشم

    ۵ سال پیش
  • fawtemeh

    21

    خسته نباشی صدیقه جووون😌😅 ولی من تا فردا سه بار توی افق محو میشم😐

    ۵ سال پیش
  • Yasman

    9

    این پارت هم عالی بود فقط میشه هر روز حداقل دو پارت گذاشته شه .. الان اینو خوندیم میرههه تا فردا....

    ۵ سال پیش
  • N...

    11

    به نظر من اون پیر مرده ک اومده بود مطب حامد بابای نیهانه🤷 ♀️

    ۵ سال پیش
  • ......

    1

    به نظر من این زنه از طرف ندا و آرش اومده که نیهان رو خفتش کنن🤷🏻 ♀️نمیدونم والا مرسی نویسنده جون عالی بود👌🏻❤️

    ۵ سال پیش
  • ثمین

    7

    کدوم زنه

    ۵ سال پیش
  • آلا

    23

    😐😐😐ناموسا این ذهن خلاق رو از کجا میارین؟؟؟اون ادرس رو صاحب اون نجاریه داده بود چ ربطی ب ندا داره😐😐بعدشم مگ ندا داره قاچاق میکنه یا خلافکاره ک بیاد نیهانو خفت کنه😐😂😂 🤦🏼 ♀️

    ۵ سال پیش
  • نعنا

    9

    عالی😍

    ۵ سال پیش
  • رکسانا

    15

    من تا فردا سکته میکنم بفهمم چی میشه 😐😐😐😐

    ۵ سال پیش
کپی شد!