پارت سی :

فصل نهم
از پنجره به آسمانِ شب خیره شدم. با آنهمه لامپ و نورِ بیرون، هیچ‌کدام از ستاره‌ها رخ نشان نمی‌دادند. انگار که با لجبازی بخاطر تمامی چیزهایی را که به آنها ترجیح داده بودیم، برای روشنایی، به ما پشت کرده و نمی‌خواستند از حضورشان و دیدنشان لذت ببریم. آنها هم با ما قهر کرده و دیگر سمت ما چشمک نمی‌زدند. از آسمان لجباز چشم گرفته و به پایین نگاه کردم. مردی را دیدم که با وجود سردی هوا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۵۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ایلما

    0

    همه روریخته توخودش نازگل خیلی سخته واقعا آدم میشکنه کمترکسی میتونه تحمل کنه.ولی بنظرم نازگل م مقصر باید همه ایناروهمون موقع میگفت ب یاشار ن بعد۱۵سال

    ۳ سال پیش
  • رویا یزدانپور | نویسنده رمان

    اره عزیزم، توی این رمان و حتی توی زندگی واقعی هم همینه، هیچکش‌مقصر اصلی نیست. هر دو نفر مقصرن

    ۳ سال پیش
  • اسرا

    1

    این همه بلاسرش آورده تازه۱۵سال داره می گه شکست عشقی خوردم یاشارکامل خراب کرده

    ۳ سال پیش
  • رویا یزدانپور | نویسنده رمان

    توی دل ادما ممکنه خیلی چیزا باشه ولی دم نزنه. پس هر ماجرایی هزار رو داره و هزار زیر. نمیشه با یکیش نتیجه‌گیری کرد

    ۳ سال پیش
  • Aa

    1

    عالی بود🙏 واقعیتهایی که خیلی از خانوما تحمل میکنن وسکوت میکنن ونتیجش انواع افسردگی ومریضی میشه صد افسوس⚘

    ۳ سال پیش
  • رویا یزدانپور | نویسنده رمان

    عزیزدلم. آره واقعا. کاش انقدر فشار روی زنها نباشه و یکم با انصاف‌تر باهاشون برخورد بشه. پارت‌های بعدی رو اخر شب میذارم الان مهمون دارم و سرم خیلی شلوغه. ممنون از همراهیت گلم💛

    ۳ سال پیش
کپی شد!