پارت بیست و یک :

شک نداشت که بیش از یک نفر به گیلدا حمله کرده‌اند. این را می‌شد از بهم ریختگی خانه فهمید. با این حال تا جواب نمونه‌برداری‌ها نمی‌توانست قطعی نظری بدهد.
زن میانسال که کنار پدر گیلدا نشسته بود، از جا برخاست و کنجکاو پرسید:
-نمونه‌ی چی؟
نگاهِ کنجکاوِ کیانی روی زن نشست و بی‌توجه به سوالش پرسید:
-شما مادر خانوم مطیع هستین؟
مریم سر بالا انداخت:
-نه بابا، به من میاد مادر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۵۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • مریم گلی

    0

    حسابی موضوع معمایی شده حتی پلیس ها هم سر در گم شده اند دمت گرم نویسنده جان

    ۳ سال پیش
کپی شد!