فانتوم به قلم آستاتیرا عزتیان
پارت هفتاد و سوم :
مردد جلو رفتم و کنارش نشستم و اون هم روی تخت نشست و یکی از بالشها رو بغل زد.
- میدونم گیج و سردرگمی بهت حق میدم یهو بدون مقدمه وارد یه رابطه شدیم و وقت نشد راجع بهش حرف بزنیم.
نگاهم رو از نگاه جدی ولی آرومش گرفتم و به ناخنهام خیره شدم.
نیاز به ترمیم فوری داشتن!
- بذار اول از خودت بپرسم… این رابطه رو میخوای؟ با اینکه از رفتارات متوجه رضایتت شدم ولی میخوام رک و پوست کنده
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۲۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

نادیا
0نویسنده طبیعه از یوسف بدم بیاد!:/ به نظرم ذات یوسف عوض شدنی نیست و سرمه ازادی قبلو نداره ! یوسف زود عصبی میشه از نظرم ادم منطقی نمیاد واقعا حرفاش منطق نداره شایدم چون ازش بدم میاد اینارو میگم نچسبه