فانتوم به قلم آستاتیرا عزتیان
پارت پنجاه و یک :
با تحسین نگاهم کرد:
- تو واقعا دختر عاقل و مسئولیت پذیری هستی، همین که اینجوری نگران نزدیکانت هستی و ناراحتیشون برات مهمه یعنی قلب خیلی پاکی داری.
معذب سری تکون دادم و تشکر کردم که با کنجکاوی عیانی گفت:
- ناراحت نمیشی اگه بپرسم چی شد که فرزاد رو لایق ندونستی و کات کردی؟
کمی روی میز خم شدم و پرسیدم:
- از کجا میدونی من باهاش کات کردم؟ شاید اون منو نخواسته.
با رندی به مع
مطالعهی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۲۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

آستاتیرا عزتیان | نویسنده رمان
عزیزم مگه بده؟😅
۳ سال پیشZarnaz
0بد که نیست خیلی عالی ولی یهویی خیلی زیادمیشه یکم دست نگهدار لطفا ما برسیم 😁🙈
۳ سال پیش
آستاتیرا عزتیان | نویسنده رمان
چشم سعیمو میکنم ولی قول نمیدم😅😂❤
۳ سال پیشZarnaz
0مرسی عزیزم 🤣👏راستی داخل پیجت درباره رمان *** خون گفتی قرار اینجا بزاری قرار تو بخش آنلاین باشه یا آفلاین؟
۳ سال پیش
آستاتیرا عزتیان | نویسنده رمان
شراب و خون رو در بخش آفلاین میزارم عزیزم❤
۳ سال پیشZarnaz
0مرسی عزیزم و خیلی خوبه که جواب میدی بعضی نویسنده ها فقط می خونن میرن اصلا اهمیت نمیدن مرسی عزیزم 😘😘
۳ سال پیش
آستاتیرا عزتیان | نویسنده رمان
وظیفهست عزیزدل❤
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ساناز
1سلام نویسنده عزیز نوشین هرروز یک پارت ولی چرا شده هر یک دقیقه یک پارت