پارت چهارده :

این را درحالی گفتم که چشمانم به سوزش افتاده‌ و ناخن‌های بلندم به جان پوست نازک دستان مشت شده‌ام افتاده بود.
شکستن شیشه‌ی آرامش چشمانش را دیدم، صدای نفس‌های کش‌دارش را شنیدم، چشمانم را بستم.
من با این حرف‌ها او را نه، خودم را شکنجه کرده بودم، موفق هم شدم، دیوانه شد!
شالم را با مشتش به چنگ گرفت و با حرکتی سریع شال را دور گردنم پیچاند و مرا به دیوار پشتم کوباند.
در لحظه، ن

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۸۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Ray

    1

    میکائیل ازت انتظار نداشتم چرا همه با هم ریختید روی سر خزان کسی حتی ازش نپرسید حالت خوبه یا نه😭

    ۶ ماه پیش
  • زمستون

    0

    خیلی کنجکاوم بدونم داستان چیه چرا زن خان بابا شد چه بلایی سر میکائیل اومد

    ۶ ماه پیش
  • لیا

    9

    اصلام دلم براش نمیسوزه... میخواست شوگر نزنه...

    ۱ سال پیش
  • بنفش علی

    0

    جررر اینو ،قیافت پارتای آخر دیدنی 😂🤣🤣

    ۶ ماه پیش
  • بنفش علی

    0

    مرگم واقعا درد داره من از مردن نمیترسم ها اتفاقا میگم تنها لطفی که خدا میتونه در حق ما آدما بکن فقط مرگ،ولی واقعا بعضی وقتا میگم خدا کنه من یه مرگ اروم داشته باشم نه دردی باشه هیچی نباشه فقط در جا بمیرم🙃

    ۶ ماه پیش
  • نیایش

    3

    قلبم درد گرفت واقعا.. چیده شدن کلمات، فضا سازی محشره مثل همه رمان های مرجان

    ۶ ماه پیش
  • بهار

    0

    دلم واقعا گرف :(

    ۸ ماه پیش
  • ایناز

    0

    غالللللللی

    ۱۱ ماه پیش
  • سارا

    1

    چه قشنگگ چه زیبا از ادبیات استفاده کردی مرجان عزیزم ممنونم بابت زحماتت خدا قوت یاعلی❤️

    ۱ سال پیش
  • Koki

    0

    بمیرم برای خزان

    ۱ سال پیش
  • fati

    0

    چقد هیجان انگیزه

    ۱ سال پیش
  • مه

    3

    خزان بار روانی زیادی و دارن تحمل می کنه

    ۱ سال پیش
  • سودابه

    1

    میدونم حرفی است پشت این همه ملامتی خزان

    ۱ سال پیش
  • دینا

    2

    کاش به جادویی چیزی بود کل رمان تو یه دیقه می کرد تو مغزم . واییی چقدر هیجان دارم ادامه ش بخونم😭😂

    ۱ سال پیش
  • ساغر

    0

    ممنون از رمان قشنگتون 😍😍😍🥺🥺

    ۲ سال پیش
  • زیزی

    0

    عالی بود❤❤

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️