پرونده ی ناتمام به قلم الهه محمدی
پارت دویست و هفتاد و هشتم :
-والا یکی دوباری قرار گذاشتیم کار پیش اومد نتونستم برم. خدا بخواد الان دارم میرم اونجا.
-به مبارکی! انشالله خانم و دختر منم عضو ثابتش میشن. به خونهی ما خیلی نزدیکه.
-چی از این بهتر. دعا کنید مشکلی پیش نیاد، متعلق به همهی مردمه.
-نگران نباشید. یارو فروشندهاس. حالا دندونگردیام کرد شما کوتاه بیا. اون باشگاه یه سال بچرخه، جوابِ سه تا چکِ بعدو میده. اون اطراف باشگاه زنو
مطالعهی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۱۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

آمینا
1انشاالله که به دل خوش زندگیتونو شروع کنید