پرونده ی ناتمام به قلم الهه محمدی
پارت دویست و هفتاد و دوم :
وارد سالن پذیرایی که شدند، همگی به احترام گلنسا ایستادند. جوانترها جلو رفتند و شروع به احوالپرسی کردند. آدا و ایران که قدم جلو گذاشتند، زن چادرش را سفتتر کرد و سمتشان رفت. ایران چارقد گلگلیاش را دور دهان جابهجا کرد و گفت:
-(خوش گلیبسن.)خوش اومدی.
زن سری جنباند:
-(موزاحیم اولدوم.)
-مزاحم شدم.
ایران اخمی بین ابروهایش انداخت و مبلی را نشان داد:
-بویروز. (بفرما
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۲۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

آمینا
0خونت حلال گرشا😅😅😅