پارت شصت و هفتم :

شریفه با ملایمت لبخندی زد و گفت:
- پس بلاخره دلت رو باختی، آره؟
- نه... یعنی نمی‌دونم! واسه همین اومدم باهاتون حرف بزنم و ازتون مشورت بخوام. از وقتی درس می‌خونه و بعضی روزا مطب نیست، خیلی جای خالیش رو حس می‌کنم. اوایل دلم می‌خواست برم دنبال پدرش بگردم یا راضیش کنم بیاد پایین پیش شما، اما الان نه! دلم می‌خواد بمونه، برای همیشه! 
نگاهش رنگ شرم به خود گرفت و ادامه داد:
- ببخشید که

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۰۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

رمان شخصیت حسام رمان خواهرخوانده به قلم نگار حسام
رمان شخصیت حسام رمان خواهرخوانده به قلم نگار هستی
رمان شخصیت حسام رمان خواهرخوانده به قلم نگار نیهان
آخرین نظرات ارسال شده
  • ی

    7

    اینهمه ما زور میزنیم به مردم حالی کنیم نباید سن زن کمتر از شوهر باشه حالا شما بازم میخای این رسم زشتو زنده نیگه داری که پسره یا یکی وصلت کنه که سن نسل بعدیشو داره، نکن! اقلا سن نیهان رو بالاتر میذاشتی

    ۵ سال پیش
  • S

    3

    اوضاع قمر در عقربه هردو حالشون زیاد خوب نیست

    ۶ سال پیش
  • A. B

    8

    حق کاملا با حسامه شکی نیس اما واقعا اجازه نداشت رو نیهان دست بلند کنه درسته که حسام باکلی ذوق اومد پیشش اما اخر ضدحال خورد اما همش تقصیر این حامد عوضی بود نیهان فقط اشتباه کرد به حرف حامد گوش کرد

    ۶ سال پیش
  • کیانا

    5

    اوف همه چی خراب شد که جیغغغغغغغ

    ۶ سال پیش
  • ریحانه

    19

    حسام حق نداشت دست رو نیهان بلند کنه😤 اگه دم دستم بود نفلش می کردم😏

    ۶ سال پیش
  • hichkas

    21

    چرا همه طرف نیهانید؟ حسام با کلی ذوق اومد پیش نیهان بدبخت و اون مدلی ذوق کُش کرد حالا ت میخای حسام بزنی:/عجب بابا عجب

    ۶ سال پیش
  • .

    4

    خب اومد ولی نیهان از کجا بدونه حسام تو دلش چه خبره اون کع همش هستی هستی میکرد حسام دست بلند کرد این بدترین کاره

    ۶ سال پیش
  • Naznin

    6

    هییی حسام بیشور دس بلن کردن رو ی زن بدترین چیزه ، ابن اگه قابلیت اینو داره ک بزنتش پس ابن اتفاق بارها میافته حالا رمانا شاید نه ولی تو واقعیت زن بدبخت میشه

    ۶ سال پیش
  • منم دیگه ای بابا

    4

    رمان خیلی قشنگیه در مورد این پارتم من حقو به دوتاشون میدم نیهانی ک معلوم نیس حامد چی بهش گفته ناراحت شده وحسامی ک نیهان خوشحالیشو خراب کرد😳😂👏

    ۶ سال پیش
  • فاطیما جنگجو

    5

    اه گندش بززنن بری شد😐😐😐🔥

    ۶ سال پیش
  • .ریــــ❤ـحــانــهــ

    3

    خیلی خیلی پارتش کم بود ای بابا

    ۶ سال پیش
  • آلا

    11

    اه نیهان ریدی ک😐تازه بیچاره میخاس ابراز علاقه کنه ، عروسی بگیره . اعصابم خورد شد🙄😑

    ۶ سال پیش
  • ایرسا

    14

    بازم مثل همیشه عالی نگار جون 😍ولی سیلی که حسام به نیهان زد از دلش در میاره و اعتراف میکنه که عاشقشه به نظر من اینجوریه خدا کنه نیهان با چت کردن با حامد همه چی رو خراب نکنه😶

    ۶ سال پیش
  • Sa_r_a

    8

    حسام چیز کرد تو رابطشون با این سیلی😀😐💔

    ۶ سال پیش
  • گوگولی

    5

    واییی حسام درکل عالیه 🙃🤦 ♂️

    ۶ سال پیش
  • سایا

    10

    بالاخره توهررابطه ای خوبی بدی هم هست نیهان میترسه حسام ولش کنه بره باهستی مخصوصاحالاکه حرفای ویدا رو شنیده حسامم به خاطره سیلی ازدلش درمیاره عالی بودنویسنده جون مرسی☺😊😍😘😚😘😻😻

    ۶ سال پیش
  • .

    17

    عالیه بلاخره هر رابطه ای یه سردی و دل شکستنی هم داره

    ۶ سال پیش
  • رومینا

    9

    خا دو دقیقه وایمیستاد ببینه چه مرگشه بعد روش دست بلند میکرد البته که اصلا نباید اون کار رو میکرو 😠😠😠😒😒

    ۶ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️