پارت پنجاه و پنجم :



*****

_نیکان برو به میز شماره هفت برس، بقیه سرشون شلوغه.

چرا همیشه ای خدا همه ای کارها را روی سر من میریخت؟وبه هر بهانه ای نمی گذاشت که یک دقیقه هم استراحت کنم!

_برو دیگه.

چند قدم جلوتر رفتم وسپس ایستادم، به عقب چرخیدم ونگاهی به آذر که تکیه زده بود وبا خیال راحت سرش توی گوشی بود، کردم.
بعد با اشاره ای سهیلی راهم را گرفتم وبه سمت میز شماره هفت رفتم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۹۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ایسان

    0

    ولی یه چیز بگم من خیلی خوشم اومد که یزدان موهاشو کوتاه کرده اخه من از مردای مو بلند خوشم نمیاد حس میکنم الان خوش تیپ تر شده 🤣🤣

    ۲ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    ولی من ومن نیک باهات موافق نیستیم😂من مردای با موهای بلندو بیشتر دوست دارم🥹

    ۲ سال پیش
  • صدف دریایی

    0

    این رمانت که عالی بود و من عاشقشم فرگل جونم🥰منتظر رمان بعدیتم و حتما حمایتت میکنم🥰امیدوارم تو رمان بعدیتم یه شخصیت مثل یزدان داشته باشی😂اخرم بهم برسن این نیکان و یزدان گناه دارن بخدا😂🥺

    ۲ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    عزیز دلم، من هم همین طور😍😍😍😍 ولی دیگه هیچ شخصیتی مثل یزدان پیدا نمیشه، اصلا یزدانمون همه چی تموم بود🥲

    ۲ سال پیش
  • ایسان

    0

    وای تورو خدا فرگل جون مارو این همه چشم انتظار پارت هات نزار دوست دارم زود بفهمم اخرش چی میشه حال یزادن و کتی هم گرفته بشه

    ۲ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    چشمم یه درس خوبی بهشون میدم😂وچشم انتظارتون نمیزارم

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی

    0

    جاوید عجب رویی داره

    ۲ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    رو که نیست، سنگ پای قزوینه😂

    ۲ سال پیش
  • پرنیا

    0

    خداروشکرک بهترشدی،من از الان دارم حرص تموم شدنشومیخورم.لطفا بعداین سری رمان جدیدوشروع کن.ولی یزدان ونیکان ی چیز دیگن😞

    ۲ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    عزیزمممم، اره واقعا یزدان اصلا در یه سطح دیگه بود... یه مرد معمولی نبود که🥲🥹 حتما رمان بعدی هم حمایتم کنید

    ۲ سال پیش
  • رویا

    0

    الهی چه زجری میکشه نیکان 😭🥺 فرگل جون این رمان تموم شد مارو بی رمان نزاریا 🥺

    ۲ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    چشم رویای عزیزم.. حتما... اصلا من خودم دلم تنگ میشه واسه شما ورمان واینا.. نمیتونم بی رمان بزارمتون😍

    ۲ سال پیش
  • Aa

    0

    رمانتو دوست دارم وچشم انتظار رمان زیبای آیندت هستیم موفق باشی عزیزم امیدوارم بزودی حالت خوب بشه🙏⚘⚘⚘⚘

    ۲ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    ممنون عزیزم... امیدوارم رمان بعدی هم همین طور حمایتم کنید🥹

    ۲ سال پیش
  • هانیه

    0

    چرا این یزدان اینجوری شد آخه☹

    ۲ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    خب نیکان این همه حرف بارش کرد به نظر من حق داره

    ۲ سال پیش
  • آ

    0

    سلام فرگل جون انشالله سلامت باشی واقعا حتی اگه نمیگفتی دلم برای این رمانت تنگ میشه واقعا تا پارت بیاد لحظه شماری میکنم ومثل همیشه عالی

    ۲ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    وای عزیزم😍خودممم خیلی دلم تنگ شده🥲

    ۲ سال پیش
  • طنین

    1

    من به شخصه اعتراف میکنم اگه رمان تموم شه و به زودی رمان جدیدی ارسال نکنی افسردگی بعد پارت میگیرم😂😫راستی نویسنده جان که انقدر حواس پرتی با این اطلاعیت ینی دیگه فرگل همچنان دوسمون نداره؟؟🥺🥲

    ۲ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    نهههه همچنان دوستتون دارممم🥲😂فقط یادم رفت چون که حواس پرتم ... رمان جدیدو بخونید قطعا عاشق شخصیت هاش میشید، برطرف کردن افسردگی شما با رمان های ما🥲😂

    ۲ سال پیش
  • Mahan

    1

    چقدر غم انگیزه که اونی که دوستش داری ندونه بخاطرش از خودت گذشتی🥺

    ۲ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    دقیقا خیلی سخت وغم انگیزه🥲

    ۲ سال پیش
  • طنین

    0

    با اینکه هر پارت داری سوالاتو سخت تر میکنی ولی بلههه که میدونیم مگه میشه ندونیم😁🥲اون موقع که یزدان داشت برای نیکان داستان میگفت و یزدان بهش گفت از من برای دور کردن جاوید استفاده کن🥹

    ۲ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    تا باشه از این سوالای سخت😂😂😂😂😂بالاخره یکم باید به مغزتون فشار بیارید، آره دقیقا همون موقع بود

    ۲ سال پیش
  • طنین

    0

    نمیدونم چرا هروقت این رمانو میخونم احساس میکنم بین شخصیت هاش فرو میرم و خیلی خوب میتونم تجسمش کنم،مرسی فرگل جان رمانت هر روز بهتر از دیروز میشه💚🥺

    ۲ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    وای طنین عزیزمممم چقدر خوشحالم کردی بااین حرفت🥲🤍

    ۲ سال پیش
  • اسرا

    0

    انیدوارم تعدادپارت درست نوشتم

    ۲ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    آره درست نوشتی اسرای عزیزم🤍

    ۲ سال پیش
  • اسرا

    0

    معلوم حالتون خوب نشدپارت ۲بارتکرارکردیداولش پارت۴۴وقتی داشت برای نیک قصه میگفت بعدازاونهمه حرف گفت نیک ازمن استفاده کن

    ۲ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    واقعا پارت دوباره تکرار شده؟ پس لازمه اصلاحش کنم... اره حالم که خوب نشده بود

    ۲ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!