پارت صد و هفده :

مات شده نگاهی بهش انداختم که صندلی رو برام درست کرد و سر جاش آروم نشست. دستش رو بلند کرد و گارسون رو آروم صدا زد و بعدش رو کرد به من و گفت: چی می خواین؟
همون طور نگاش می کردم و جوابی ندادم.
دستش رو جلو آورد و با سر انگشتاش چند تا تقه روی میز زد که به خودم اومدم.
- ها؟
دوباره تکرار کرد: چی می خوری بگم بیارن برات؟
زود سرم رو چرخوندم تا آب پرتقال رو نشونش بدم ولی با لیوان خالی مواجه

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۶۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Sayna

    4

    وای نصف شبی داستم میخوندم پتو رو گاز زدم ک صدا خندم در نیاد 😂😂😂😂😂😂وای خیلی خوب بوودددد یساعت داشتم میخندیدم😂😂😂

    ۵ سال پیش
  • کارن

    3

    وای بدبختی اون موقعی که ساعت ۶ صبح باشه بعد بیایید این رمان رو بخونید من برای اینکه صدای خندم بلند نشه هی سرمو میکوبم به بالش تا صدام در نیاد

    ۵ سال پیش
  • فاطمه

    6

    فقط اونجا ک میترا و دانیال ب مهیار پیام میدن 🤣🤣🤣 انگشتات طلا آمنه جون گل کاشتی

    ۵ سال پیش
  • Fady.h

    9

    اخ قربون اون دوتا دانیال و میترای خل ولی اصلا نمیخام نگام به واران و پریسا بیفته 😐🤣

    ۵ سال پیش
  • ارمیتا

    8

    خیلی باحال بود این خانواده کلا باحالن مخصوصا دنی 😂😂

    ۵ سال پیش
  • مهلا

    9

    سلام نویسنده ی عزیزم.خیلی رمان قشنگی داری و خیلی داره هر روز این رمان بهتر میشه... اگه میشه عکس مهیار رو هم بزار. چون من عکسش رو ندیدم😯😉

    ۵ سال پیش
  • ستایش

    2

    وای خدا عالیهههههههه😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂

    ۵ سال پیش
  • ?

    7

    من دوست دارم ویانا با اویز باشه چون از اول داستان با اویز دعوا داشت فکر کنید تو داستان بگن مهیار دلش برای ویانا لرزلرزید 😅

    ۵ سال پیش
  • hichkas

    9

    سازنده و نویسنده عزیز الان چرا عکس دنی و مهیار و نمیزارین؟ یعنی هر سری ما باید هی سر ی چیزی به شما التماس کنیم؟ خب بزارین عکس و دیگه، ای بابا:/

    ۵ سال پیش
  • ...

    9

    آغا داداشم زن میخواد، یکیو بدین بهش گناه داره، پس زنم کمیابه نمیدونستم🤔😂😂

    ۵ سال پیش
  • *دلارام *

    16

    وای خدا چ باحالن میترا و دانیال😍

    ۵ سال پیش
  • آهو

    4

    من فک کنم اخرش مهیار و ویانا باهم ازدواج میکنن این دنی هم فک کنم با خواهر آویز ازدواج کنه میترا هم با خوده آویز😀😻😹

    ۵ سال پیش
  • نیاز

    6

    پس واران چیی ؟ به تظر من آویز میشه با ویانا وارن هم فک کنم بشه با خواهر اویز یا همون پریسا فقط سر این سع خواهر و برادر بی کلا میمونه تو رو خدا دنی اگه با وینی ازدواج نکرد لاعقل یه فامیلی چیزی شن

    ۵ سال پیش
  • اهوو

    7

    من که دیگه کارم عز حدس زدن گذشته بابا دیگه نمیکشه مغزم که خدس بزن کی با کی میشه افف ولی مهیارم خیلی باحاله قضیه خاستگاری قبلیش😜دنی رو که نگم جای آویز خالی دارن ویا رو زوری می دن به مهیار کجایی تو پسر

    ۵ سال پیش
  • هستی

    10

    میشه منم آجی مهیار باشم....اینا دیوونه های دوست داشتنی هستند

    ۵ سال پیش
  • معصی

    10

    این داداش و خواهر مهیارخدای اسکولین😂😂🤣

    ۵ سال پیش
کپی شد!