راز شبانه به قلم ساناز لرکی
پارت نوزده :
آراز با آهنگ روی فرمان ضرب گرفته بود.
آهنگ شاد فرانسوی، اسپرسو با شکلات فندقی و حتی باد برفآلودی که از پنجرهی ماشین داخل میآمد هم نتوانست حال شبانه را بهتر کند. حسابی به هم ریخته بود. سرش را به صندلی تکیه داد و به روبهرو خیره شد.
سرش از حجم افکار داشت منفجر میشد. نفس عمیقی کشید و برگشت به مردی که کنار دستش نشسته بود نگاه کرد. آراز لبخندی زد و گذرا نگاهش کرد.
_ میدونی
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۶۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
ویونا
1زود به زود رمان بنویس این دنیا بهت نیاز داره ساناز جان☆
۵ ماه پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
منم به مخاطبهایی مثل تو نیاز دارم عزیزم
۵ ماه پیش.###
0ای لیلای موزمار فضول ☠☠
۶ ماه پیشHln
4من واقعا به همشون شک دارم جز شبانه😂 مهراد که کاملا مرموزه و این یهویی پولدار شدنشون خیلی مشکوکه ،آراز رو حس میکنم خیلی بیشتر از چیزی که نشون میده می دونه و شخصیتش اونقدرا که داستان الان نشون میده هم ساده نیست و ریحان با اینکه به این تئوری شک دارم ولی حس میکنم از طرف کسی چیزی اومده مهرادو زمین بزنه
۶ ماه پیشاکرم بانو
2انتن چه زود خبر داد
۹ ماه پیشعاطفه
6درکش سخته برام چجوری اراز میدونه اینا خواهر و برادرن شبانه هم از علاقش به مهراد گفته و اراز هم تعجبی نکرد
۱۲ ماه پیشHelia
0حالم از اینکه آنقدر لیلا فضوله بهم میخوره خوبه که آراز با شبانه که دوستش دارد باشه اما آراز آسیب میبینن چون شبانه برای فرار از مهراد اومد سمتش
۱ سال پیشAsal
5ای کاش نویسنده جون قبل اینکه فضا رو از "آراز و شبانه"به"ریحان و مهراد"عوض میکنه ی هشداری بده اخه من قاطی میکنم😅😑
۲ سال پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
ای وای😁😁😁😁 چشم توی ادیتش درست میکنم
۲ سال پیشپرنیا
0مهراد چرا انقد بیشعوره همه جا بپا گذاشته پیشنهاد نده کسی رو گندتو جم کن
۲ سال پیشمهناز
1عالی
۲ سال پیشحنانه
0دلم واسه ریحان میسوزه اما داستان شبانرو بیشتر دوست دارم و الان چند روزه هرچی میخونم درباره ریحانه🙁
۳ سال پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
عزیزجانم روند داستانه
۳ سال پیشمریم گلی
1خدا کنه مهراد از ریحان خوشش بیاد،ریحان خیلی تنهاست ،دمت گرم نویسنده جان
۳ سال پیشمحیا
6من که از ریحان خوشم نیومد
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Ayda
0آدمایی مثل لیلا رو باید نابود کرد