پارت چهل و یک :

حرص از تک به تک کلماتش می‌بارد. ته دلم به او حق می‌دهم. راست می‌گفت! چندین بار گفته بود که باید مینو را سرجایش نشاند، چون ظرفیت این کنار آمدن را ندارد. شیرین دست دور شانه‌ی مستانه می‌اندازد.
- بگردم برات. تو این حال و روز تو، همین مونده بود اینطوری دعوامون بشه... ولی همین که الان چهارنفرمون با همیم و مینو تنهاست، نشون میده مقصر خودشه. اون ما رو از دست داد. ما که ضرری نکردیم.
به جای م

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۹۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ناشناس

    0

    چه مادری؟

    ۲ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    🌺🌺

    ۲ سال پیش
  • مریم گلی

    3

    خدا مادر شوهر هایی مثل سعیده رو از روی زمین برشون داره ،که نه انصاف داره نه اخلاق

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️