پارت هشتاد و یک :

ـ یه سری ملک و املاک از پدرم بهم رسیده و می‌‌تونم برای فروششون اقدام کنم.
حیرت زده داشتم به نوید نگاه می‌‌کردم. واقعا راست می‌‌گفت؟ داشت زندگی‌‌اش را برای آزادی پدرم می‌‌داد؟ قابل باور بود؟! وقتی متوجه شگفتی‌‌ام شد گفت:
ـ چرا انقدر تعجب کردی؟ مگه پدرت تا آخر عمر بدهکار من می‌‌مونه؟ بالاخره این پول رو بر می‌‌گردونه. یه تعداد از بدهکاراش رو راضی کردم. نمی‌‌ذاری. نمی‌‌ذاØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۰۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Zarnaz

    0

    عالیییی عالیییی من عاشقه نویدم خیلی مردهههه😍😍مرسی مرضیه جونم ❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    آقای سردبیرمون سوپرایزای دیگه‌ای هم برای دخترمون داره😎♥️

    ۲ سال پیش
  • اسرا

    0

    شایان گناه داره که عاشق 🙏💋💞

    ۲ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    💔❤

    ۲ سال پیش
  • هاناخانوم

    0

    ممنون ازنویسنده عزیز بااین رمان قشنگتون 🌹آفرین به نویدکه اینقدر پیگیره،واحسنت به دخترایی مث هدیه که با شرافت توسخت ترین لحظات خطانمی کنن وامیددارن💟

    ۳ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    🙏❤

    ۳ سال پیش
  • شیوا

    0

    خیلی ازنویسنده عزیزبابت این رمان ریبا متشکرم.

    ۳ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    ❤🌺

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️