پارت چهل و هشتم

زمان ارسال : ۲۷۲ روز پیش

بالاخره ندا رضایتش را اعلام کرد. طناز سر از پا نمی‌‌شناخت. مرتب با پارسا در ارتباط بود و از او می‌‌خواست که هر چه سریعتر برای خواستگاری اقدام کند و پارسا هم قول داده بود تا آخر هفته همراه خانواده‌‌اش برای گرفتن جواب بیایند.

پارسا پنج شنبه شب ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

شما هیچ پیامی ندارید