بازگشت عاشقانه به قلم مرضیه نعمتی
پارت سی و نهم :
فصل 25
الهه شگفت زده به صورت جدی پرهام زل زده بود:
ـ میخوای بازیگر شی؟
ـ آره. حتی چند تا دفتر سینمائیام رفتم. فقط آقام اصلاً راضی نیست. میگه بری سراغ بازیگری از ارث محرومت میکنم. باهاش صحبت میکنی؟
ـ منم با پدرت موافقم.
پرهام لبخندی شرورانه زد:
ـ میترسی شوهرتو از دستت در بیارن؟
ـ بازیگری شغل خاصیه. کسایی که واردش میشن اولاً باید تا آخر بمونن
مطالعهی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۸۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

رزا
0فرمودین پارت گذاری رایگان روزهای زوج انجام می شه ولی واقعا ده روز یه بار یه پارت رایگان می شه 🤷 ♂️