بلاک کد به قلم حدیث افشارمهر
پارت سی و ششم :
سرش را تکان داد و گفت:
-توی سن کم ازدواج کرد و توی همون سن کم هم بچه دار شد.
وقتی رفت لب دریا تا هم بچه بازی کنه هم خودش یکم استراحت کنه به کل حواسش پرت شد که بچه ی دو ساله نمی تونه توی موج خودش رو نگه داره.
وقتی هم پسرش به دست و پا زدن افتاد جای این که بره و نجاتش بده فکر کرد فقط داره بازی می کنه.
-پس..پس اون غرقش نکرد.
-درسته، الهام غرقش نکرد اما سهل انگاری خودش باعث شد پسرش ف
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۶۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.