پارت شانزده :

چشمان بادمی مشکی قربانی، به رنگ بنفش تغییر کرد. رفته رفته جسم تونمندش به تن نحیفی مبدل گشت. استخوان‌های قفسه‌ی سینه و دست و پاهایش به طور هولناکی تحلیل رفتند. صدای تقلا و کمک خواستنش همه را به وحشت وا داشت. لحظاتی بعد روی زمین افتاد و خاکستر شد.
فرانسیس با وحشت به شخصی که برای نجاتش جان داده بود زل زد. تمام تنش از این همه بی‌رحمی لرزید. با ترس و لرز از جا بلند شد و فرار کرد.
خاروس

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۵۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!