پارت صد و بیست و چهارم :

همینکه آرامش از دفترش خارج شد، از فرصت استفاده کردم و رفتم داخل. 
سریع یکی از صندلی ها را کشیدم کنار در، قوطی چسب را برداشتم و رفتم بالای صندلی ایستادم. 
با احتیاط و تمرکز، قوطی بزرگ چسب را بالای در گذاشتم.
طوری که وقتی در را باز می کرد، صاف چپه می شد روی سرش.
لبخند پت و پهن و شیطانی ای روی لبم نشست و از روی صندلی آمدم پایین.
یک دستمال کاغذی از روی میز برداشتم و رد کفش هایم را

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۳۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مادمازل

    1

    ای ول آرامش عاشقتم دختر 😂 😂 ❤️ ❤️ 😍 😍 😍

    ۳ ماه پیش
  • آهو

    16

    حامی هر چی میاد بچه ام به آرامش ضرر بزرگی بزنه دلش خنک شه باز ارامش بلای بزرگ تری به سرش میاره هی میاد خودش رو باهاش مساوی کنه نمیشه باز عقب میفته اخه یه پسر چقدر میتونه ترسوو باشه حالا خوبه اینه

    ۵ سال پیش
  • صورتی

    0

    تو این رمان خدایی خیلی خندیدم😂🤣ولی دلم برای حامی هم سوخت ولی حقش بود🤨🤬

    ۵ سال پیش
  • .

    8

    چقدر من از این دختره بدم میااااااد اه 😡 خو حقشه حامی پسره که پسره ولی خب بدی در حقش نکرده بود که اینجوری باهاش برخورد میکنه انگار برده گیر آورده 😡

    ۵ سال پیش
  • RAHAII

    18

    فکر کنم شما نمیتونید درک کنید!این دختر خصوصیاتش عصبی و خشک و سرد بوده!نمیدونم شما چرا توقع دارید کم بیاره و زار بزنه.از خورد شدن دخترا خوشتون میاد؟اصلا این به کنار، اینا همش لجبازیه و باید باجنبه بود!

    ۵ سال پیش
  • ایلین

    8

    باز خوبه ارامش برای حامی مار زرد. تدارک دید مار زرد سم نداره

    ۵ سال پیش
  • ...

    12

    آخه آرامش این چه کاریه بچم سکته زد که، ولی کار حامی هم بد بووووود، آخههههه چسب چووووووووب؟؟؟ یازیخ آرامش😑😩

    ۵ سال پیش
  • ملکه ی اتش

    4

    خیلییی عالی این پارت کلی خندیدم ولی فکر کنم مارپلاستیکی هست 😪🤘🤣🤣🤣🤣ولی کاش این پارت طولانی بود

    ۵ سال پیش
  • آوان

    16

    مار پلاستیکی ن صدا داره ن تکون میخوره😑🤚🏻صد در صد ماد بدون زهر بوده و خانگی ک احتمال خیلی بالا مال آرامش بوده

    ۵ سال پیش
  • گرگ

    8

    بله با نظرت موافقم گلم🤞

    ۵ سال پیش
  • Asman

    12

    این رمان اصلأ شبیه رمان عاشقانه نیست خدایی بیشتر شبیه رمان طنزه

    ۵ سال پیش
  • هستی

    6

    وای خدایا من خیلی از مار میترسم اگه جای حامی بودم درجا سته میکردم خدایا حتی وقتی داشتم میخوندمم بدنم رعشه افتاد

    ۵ سال پیش
  • یاشیل

    4

    وایی حاجی خودم ریختم پشمام موند مردم خنده هنوز تو شوکم😂😂😂 عالی بود😂😂😂

    ۵ سال پیش
  • نیاز

    10

    😂فکر کنم تا اخر این بازی حامی بره *** قبرستون و آرامشم دارو ندارش رو از دست بده از بس که این دوتا به هم ضرر می رسونن حامی که از دار دنیا جونش رو داره ارامشم مال و ثروت .... ولی خیلی باحالن

    ۵ سال پیش
  • نرگس

    8

    وای نمیره بی پسر بشم؟

    ۵ سال پیش
  • سنا

    14

    اخیششششش دلم خنک شد 🙂🥳😂

    ۵ سال پیش
  • آرام

    15

    آرامش دمت گرم 😁آخه پسرم این قدر ترسو

    ۵ سال پیش
  • معصومه

    17

    بیچاره حامی هیچ کدوم کم نمیارن 😌😌

    ۵ سال پیش
  • رز

    19

    یا غیاثو نمیدونم چیچی😂😂😂😂😂😂😂

    ۵ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!