حامی به قلم راضیه نعمتی
پارت هفتاد و چهارم :
فصل 53
هفت روز از بستری شدن نیکی در بیمارستان میگذشت. در این مدت پوریا و لیلی و نوید و پریماه چند بار به ملاقاتش آمده بودند. قلب نیکی ویران شده بود و میلی به ادامهی زندگی نداشت. پیمان رفته بود و او را با قلبی پاره پاره بر جا گذاشته بود. وقتی یاد رفتارهای اخیرش با او میافتاد بغض گلویش را میفشرد و حال مرگ به او دست میداد. گفته بودند چیزی از جسد مسافرین هواپیما باقی نمانده و

لطفا صبر کنید...

اسرا
4عجب ماجرایی عالیه بانو😘