پارت سی و سوم :

بدون این که منتظر جواب بمانم بیرون رفتم و در را پشت سرم بستم. از حیاط هم خارج شدم و تاکسی گرفتم. چند دقیقه بیش‌تر طول نکشید که رسید. آدرس محله‌ی املاکی‌ها را دادم و با گوشی‌ام ور رفتم تا وقتی برسیم.
کمند همچنان جوابم را نداده بود و من کلافه بودم. کلافه از کلافگی خودم چون تا

رمان تمام شده است و به درخواست نویسنده به علت چاپ، امکان مطالعه آن وجود ندارد

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۶۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.

نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
  • اسرا

    00

    عالیه ولی فیلم دوربین اگه ذخیره نشه ۴۸ساعت پاک میشه چندازمرگ سوگندمیگذره

    ۱ سال پیش
  • مریم دولتیاری | نویسنده رمان

    فیلمای دوربین معمولا بین سه تا شیش ماه ذخیره می‌شن.

    ۱ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.