پارت هفتاد :

-اون روزی که حلقه رو از دستم گرفتی و گفتی؛ این به دست یه آدم بی‌لیاقت نمیاد، فهمیدم بد خراب کردم! با این که هزار بار توی لفافه بهم گفتی پرونده‌م رو توی دلت بستی، دل خرم به‌جای این که ازت فاصله بگیره، بدتر بهت چسبید و وابسته‌ت شد.

هق کوتاهی می‌زنم و دستم رو جلوی لب‌هام می‌گیرم:

-چقدر بهش بگم نمی‌شه، تو جلوش مواد زدی، چقدر بگم این پسر حتی تا ترک هم بردت و رویی نمونده برات

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۷۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطی

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • یلدا

    0

    نازنین جان لطفا یه پارت هم امشب بذار بفهمیدم حداقل چی شد مکالمه شون🙏

    ۳ سال پیش
کپی شد!