بێ بەڵێن ( عهدشکن ) به قلم سونیا منصوری
پارت سی و هفتم :
دیلان روی مبل نشست و کیفش را کنارش گذاشت.
- حالا کارت به جایی رسیده تلفن رو روی من قطع می کنی؟
فروهر به یزدان که ساکت و بدون هیچ عکس العمل خاصی خیره ی دیلان بود
نگاهی انداخت و آهسته خندید ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
جیم
00خیلی قشنگ و دلنشینه💟