پارت سی و هفتم :





دیلان روی مبل نشست و کیفش را کنارش گذاشت.

- حالا کارت به جایی رسیده تلفن رو روی من قطع می کنی؟


فروهر به یزدان که ساکت و بدون هیچ عکس العمل خاصی خیره ی دیلان بود

نگاهی انداخت و آهسته خندید ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.