پارت سی و پنجم :




تاکسی که مقابل کوچه ی مورد نظر ایستاد تشکر کرد و کرایه را پرداخت و پیاده شد.

قدم هایش را کوتاه بر می داشت گویی هیچ عجله‌ای برای رسیدن نداشت و وقتی به خانه مشترک خواهرش با خانواده همسرش رسید زنگ طبقه ی دوم را فشرد و منتظ ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.