من و یک دنیا دروغ به قلم آرزو شریفی
پارت هفده :
با صدای دستگیره در به سمت در ورودی خانه چرخیدم، صدرا با پیتزا دو نفره و مخلفاتش از همان مغازه-ای که من عاشق پیتزاهایش بودم، وارد خانه شد.
- خانمی...خوشگله کجایی؟
نمی¬دانم چرا اصرار داشت با آنکه من را می¬دید باز هم با صدای بلند، صدایم کند.
خنده کنان به استقبالش رفتم و پیتزا را از دستش گرفتم.
مشغول چیدن میز شدم و صدرا برای شستن دستهایش به سمت دستشویی رفت. در همان حین هم از اتفا
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

آرزو شریفی | نویسنده رمان
پیشنهاد خوبیه. من که دوست داشتم
۳ سال پیشدیانآ
0سلام خسته نباشی عزیزم🤩رمانت بسیار عالیه🥳🎀 بچه آخرم و 2 خواهر بزرگتر دارم باهم میشینیم این رمان زیاد خوشگلت رو میخونیم🎭🖍️ هم بیشتر باهمیم هم از این رمان زیبات لذت میبریم ❤️🐭 عاشقتم ممنونم💋👀
۳ سال پیش
آرزو شریفی | نویسنده رمان
ای جونم. خوشحالم خواننده های خوبی مثل شما و خواهرتون دارم❤️
۳ سال پیشسلین
0سلام به نویسنده عزیز .. این رمانی که نوشتی خیلی قشنگه و من در کنار درس های دانشگام رمانت رو میخونم .. وقت هایی که کاری ندارم سرگرمیم شده این رمان هیجانی و خوشگلت 💕
۳ سال پیش
آرزو شریفی | نویسنده رمان
چه خوب که خواننده هایی به خوبی شما دارم. 😘😘😘
۳ سال پیشرها′م
0وآی آرزو جان خیلی رمان هیجانی و خوبیه من که دختری بودن که اصلا اهل رمان نبودم این رمانت رو خیلی دوست داشتم و دارم میخونم .. همه تعجب میکردن که من دارم رمان میخونم :)
۳ سال پیش
آرزو شریفی | نویسنده رمان
ای جونم چقدر خوشحالم از این موضوع. چه خوب که دوستای خوبی مثل شما پیدا کردم
۳ سال پیشZarnaz
0خیلی خیلی قشنگه مرسیییی 😍😍بی صبرانه منتظر پارت بعدیم و داستان عاشقانه ی صدرا😍🙈😘
۳ سال پیش
آرزو شریفی | نویسنده رمان
😍
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

(: سارا
3اگه جای نغمه بودم برای خانواده ام و پیمان نامه میزاشتم و با صدرا میرفتم کشور دیگه و بعد مدتی با بچه ام و صدرا برمیگشتم و طلاق میگرفتم زندگی جدیدی رو بدون فکر به گذشته شروع میکردم:) رمان قشنگیه 💜🖤..