پرونده ی ناتمام به قلم الهه محمدی
پارت بیست و دوم :
خسته از کارهای جنجالی آن روزهای اداره، تازه به خانه رسیده بود! در حال آمادهسازی برنامههای شرکتِ کاذب بودند. مضاف بر آن، چند پروندهی نیمهکاره داشت که رسیدگی به آنها هم انرژیاش را میگرفت. زیر کتری را روشن کرد و سمت اتاق رفت. حولهاش را برداشت و لباسهایش را کَند و روی تخت ریخت. هیچ چیز به اندازهی آبگرمِ حمام و چایِ پررنگ خستگیاش را در نمیآورد. هر قدر از خوردن آن مدل چای
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۶۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.