پارت سیزده :

نامحسوس نفس عمیقی می‌کشد و نفسش را لحظه‌ای در سینه نگه می‌دارد. با همان اولین جمله‌ی سپیده فهمیده بود، حدسش در مورد نقشه‌هایی که خواهرش در سر دارد درست است، اما فکر نمی‌کرد اینقدر سریع وارد عمل شود. صدای موزیک از تب و تاپ و گرومپ گرومپ اولیه‌اش افتاده و تنها ملودی آرامی با ولوم پایین در حال پخش است.
رگ خواب پروین دستش است. می‌داند در مقابل زبان چرب و آرام زود گاردش را باز می‌کند.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۱۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • .....

    0

    رمان خوبیه تا اینجا عالی بود

    ۶ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    💋❤️

    ۵ ماه پیش
کپی شد!