پارت پنجاه :

حسام کمی آب خورد و سر جنباند:« نه، بپرس»
نیهان ابرو بالا انداخت و آهسته پرسید:« اوم... به حامد چی گفتی که ناراحت رفت، دیگه هم خبری ازش نشد؟!»
حسام نفسش را بیرون داد و گفت:« سؤال پیچش کردم که کی اومده؟ چرا اومده؟ چی گفتین به هم؟! اونم فهمید منظورم چیه و بهش بر خورد، رفت!»
نیهان لب کج کرد و زمزمه‌وار لب زد:« بدبخت... این‌همه بهمون خوبی کرده بود!»
حسام با بی‌خیالی مشغول غذا خوردن شد

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۹۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ازیتا

    0

    عالیییییییییییییییییییی

    ۲ سال پیش
  • طنین

    3

    خدا جونم خدای مهربونم یه شوهر خوشتیپ عین حسام واسه ماجورکن دیگه ❤ خداجون واسه همه اونایی نظر هاشون رونوشتن ومجردن جور کن تک خور نیستم 😁 بچه ها جون هرکی دوس دارید دعاکنید به علی عشق❤م برسم

    ۵ سال پیش
  • نیکو

    0

    واییییی خدا این رمان چقدر خوبه فک کنم حسام داره کم کم عاشق نیهان میشه 😍😍😍😍

    ۵ سال پیش
  • رومینا

    1

    دیروز انقدر ذوق داشتم اشتباهی به جای نیهان نوشتم هستی خاک تو سرم منظورم این بود عاشق نیهان بشه 😭😭😭😭

    ۶ سال پیش
  • دختر روستایی

    1

    وای چه زود تموم میشه ولی رمان خوبیه لطفا بخاطر این چن روز که پارت نذاشتی بیشترش کن مخلصتیم نگارجون😘😍

    ۶ سال پیش
  • کیمیا

    1

    رمان عالی هستش اما یک بدی که داره اینه پارت هارو دیر میزاره ولی بازم عالیه نگار جون 🌺🌺

    ۶ سال پیش
  • زینب

    5

    به نظرمنم جنوب قشنگ تره البته اگه مسئولان یکم بهش برسن چون منم اهوازی هستم ولی واقعا از شهرم خوشم میاد ولی کمی گرمه نمیدونم چرا شما جنوب رو شهر حساب نمیکنید انگار ما آدم نیستیم😒😒😒😒😒😒😒😒😐😐😐😐

    ۶ سال پیش
  • رومینا

    4

    آاااایییییی خدا جونم چی میشههه حساااممم عااااشقققق هسسسستتتییی بششششههههه😍😍😍😍😍😍😘😘😘😘😘😘😘

    ۶ سال پیش
  • RAHAII

    13

    نیهان منظورته دیگه؟!:/

    ۶ سال پیش
  • Åsacä

    9

    عاشق هستی ک هس باید عاشق نیهان بشع🤦🏻 ♂️😬😕

    ۶ سال پیش
  • دینو

    1

    ارع میشع😂😂😂😂😂😂😂😂

    ۶ سال پیش
  • hichkas

    15

    اونایی که هی حسام و رگباری فش کشون میکردین نگا چ پسر گل و نایسی شده:)

    ۶ سال پیش
  • آنیم

    17

    وااای نازی نیهان چه ذوق میکنه😄😍حسام افتاد تو تله عشق😌💃اوه اوه ولی خوب خودش هنوز نمیداند😞 مرسی نگارجون ولی میشه جبرانی پارت بزاری چون من هر دفعه که میومدم هیچ پارتی نبودتمام ذوق انسان پنچر میشد😊

    ۶ سال پیش
  • زهرا خانم

    148

    عالی بود نویسنده جون..😗😗 لطفا اون چند روزی رو که نبودین جبران کنیدبا تشکر😊😊😊

    ۶ سال پیش
  • ساتین

    19

    مثل همیشه عالی

    ۶ سال پیش
  • دلآرام

    16

    عالی عالی عالی

    ۶ سال پیش
  • آرام

    41

    خخخ چه عجب.... شخصیت های رمان رفتن جنوب شمال نرفتن

    ۶ سال پیش
  • رعنا

    18

    پهوووووووو😩😌😉🤕🙄😒تموم شد که 🥴 ولی خوب بود بخصوص اونجاش که موهای نبهان رو می بافت و بغل کردن حسام😉😁🙏😜🤗

    ۶ سال پیش
کپی شد!