پارت پانزده :

مهراد یک دفعه دستانش را آزاد کرد و به پشتی صندلی تکیه داد:
_ از اون شبایی که حوصله ندارم. برو کار دست خودت نده.
ریحان یک پایش را محکم زمین کوبید:
_خیلی هم دلت بخواد
مهراد با پوزخند بچه پررویی گفت و از جا بلند شد. مهرداد اغلب خیلی کم می‌خندید اما ظاهراً سرکشی‌های ریحان برایش جالب بود. وقتی به او رسید و بازویش را گرفت ریحان مجبور شد بالا را نگاه کند تا بتواند صورت او را ببین

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۹۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Nina

    0

    وای ریحاننن!! برو ور دست همون بابات بمیر لطفا❤️

    ۳ ماه پیش
  • نرگس

    0

    ریحان نفهم بیشعور چطوری دلت اومد شبانه رو بزنی😐وای چقد حرصم میگیره از شبانه یکی هم تو بزن خببب

    ۴ ماه پیش
  • اکرم بانو

    0

    مهراد ریحان رو کتک میزنه؟

    ۹ ماه پیش
  • ...

    1

    انقد نگید مهراد پست و فلان...فعلا ریحان رو مخ تره و خودش سرویس داد... تازه بار اول هم میتونست قبول نکنه ولی کرد... درسته مشکلات داشت ولی...بازم مهراد همش مقصر نیست

    ۱۲ ماه پیش
  • مبینا

    5

    وای عاشق اون جاییم که ریحان سکه ها رو میده بهش 😂دلم خنک میشه اصلا. انگار مهراد داره پول میگیره که به ریحانه سرویس بده🤣

    ۱ سال پیش
  • ....

    5

    کاش شخصیت ریحانه رو یکم بهتر به تصویر میکشیدید الان آدم حالش به هم میخوره ازش چندش نفرت انگیز

    ۱ سال پیش
  • مبینا

    0

    اصن آدم نمیتونه پایانشو حدس بزنه جذاب و هیجان انگیزه

    ۱ سال پیش
  • شیدا

    3

    از ریحان بدم میاد اه هعی ددزگارررر

    ۱ سال پیش
  • Helia

    1

    مهراد خیلی آدم پست و کثیفی

    ۱ سال پیش
  • Sodaba

    1

    آه ریحان آه برش حق نمیدهم ولی خدا هیچ دختری را اینقدر بی پناه نکند ولی فکر کنم مهراد آخر گرفتارش میشه

    ۱ سال پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    ❣️🎈❤️

    ۱ سال پیش
  • زهرا

    2

    چرا فک میکنم آخر مهراد عاشق ریحانه میشه حلا بازم باید بریم جلوتر تا بیشتر بفهمم🙏🙏💞💞

    ۱ سال پیش
  • شقایق

    2

    دلم هیجان بیشتری خواست

    ۲ سال پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    عزیزم. پس داری رمان درستی میخونی‌ تا پارت آخر یه هیجان رو به بالا داره😎😎😎

    ۲ سال پیش
  • مهناز

    2

    عالیه ولی خیلی دلم واسه ریحان میسوزه

    ۲ سال پیش
  • نازنین مریم

    1

    نویسنده جان این هفته پارت جدید نزاشتین ؟مابی صبرانه منتظر ادامه رمان هستیم

    ۳ سال پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    شرمنده جانم... اگر چهارشنبه نذارم (که حتما دلیل موجهی داره چون شما برام مهم و عزیزید)سعی می‌کنم برسونم خودمو و یکی دو روز با تاخیر هم شده می‌رسونم.

    ۳ سال پیش
کپی شد!