در رویای دژاوو به قلم آزاده دریکوندی
پارت هفتاد و سوم :
برای گلشن مهم نبود. هیچ چیز مهم نبود. حتی دیگر احساسی هم به او دست نمیداد! واقعا که بی رحمانه است. صاف ایستاده بود مقابلش درست مانند یک آدم آهنی. گرمای آفتابِ نزدیک ظهر داشت او را از پا میانداخت. قدمی برداشت که از کنارش بگذرد اما او مانع شد.
- این پلاستیک رو بگیر برم ماشین رو از پارکینگ بیارم.
اما گلشن دست فرهاد را به تندی پس زد و در حالی که از کنارش میگذشت عصبی گفت:
- برو رد کاØ
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۶۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
MaRi
1گلی داره رو اعصابم خط میندازه 😑😂 چرا اینطوری میکنه اخه؟؟؟
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
گلشن الان نمیتونه به فرهاد اعتماد کنه💔چون یه بار بهش دروغ گفته الان فکر میکنه دوست داشتنش رو هم دروغ میگه که کار خودش راه بیافته😔گلشن یه بار شکست خورده دیگه نمیتونه راحت اعتماد کنه
۲ سال پیشZarnaz
1الان دقیقا اون تیکه که داخل رمان مونالیزا گلشن به فرهاد گفت دور هتل رو گشتیم فهمیدم😍❤️اون تیکه که مرده به فرهاد گفت داداش واقعا اوسگلی خیلی باحال بود🤣👍آهنگه به پارت خیلی خیلی می آمد ایول😍
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
مونالیزا یه مقدار مستقل هستش ولی دقیقا واسه همینه میگم برای کسانی که قبلش دژاوو رو خوندن، یه جور دیگه است😍 خوشحالم که داری دژاوو رو میخونی🫂
۳ سال پیشسوگند
1ممنون عزیزم. ولی تا اینجا ک گلشن اصابمو خورد کرده😂😂
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
چرا آخه؟🤣 بازم منتظر کامنت هات هستم😍
۳ سال پیشسیتا
0فرهاد حالا حالا ها از دست گلشن قراره عذاب بکشه
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
احتمالا😁
۳ سال پیشپیمان
0عالیه واقعا عالیه مخصوصا اهنگایی که باهشون میشه گوش داد
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
چه خوب که از آهنگهای رمان خوشتون اومده🤩
۳ سال پیشفرگل
0گلشن تقصیر خودش نیست این بچه قدرت درکش پایینه
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اره گلشن تقصیری نداره واقعا ولی فرهاد هم به هرحال باید دلش رو به دست بیاره💚
۳ سال پیشمریم بانو
0نه بابا حقشه فرهاد بزار یکم درد عشق بکشه تا بیشتر قدر بدونه با اینکه گناه داره بچم ولی تمام حقو ب گلی میدم به شرطی ک قهرش طولانی نشه مرسی🤍🤩
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
بله بله... نمیشه که همینطوری بگذره گلشن! بذار یه بلایی سر فرهاد بیاره که بار آخرش بشه🤣
۳ سال پیشزهرا_هستم
0هعیییی حال گلشنو میفهمم..🙂 دل میخواد که درکش کنی...🥺 منم تو بحران بدی گیر افتادم... 🙂🫂
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
عزیزم🥺💚 امیدوارم برات اتفاق های خوب بیافته💚
۳ سال پیشحنانه
0حالا این ک رمانه اما اگ خودم بودم مطمعنا دوباره ب فرهاد نمیتونستم اعتماد کنم مطمعنا اگر رمان سوم شخص نبود راحتر گلشن درک میشد
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
به خاطر شخصیتهای زیاد و پرش مکانی اول شخص مناسب نبود. دوست هم نداشتم هم از زبان اول شخص بنویسم و هم سوم شخص... ارتباط خواننده قطع میشد مدام
۳ سال پیشهلن و هیوا
0به فرهادمیگفتم بره دنبال گلشن وبهش بگهبیایکباربدون دعواباهم صحبت کنیم وقتی قبول کردبهش همه چی بدون دروغ از اول توضیح بده وبعدش یک هفته بهش فرصت بدتا فکر کنه وتا یک هفته باهاش هیچ ارتباطی برقرار نکن
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
طفلی فرهاد...💔 وقتی بهت ثابت بشه طرفت دروغگوئه این دیگه سخت ترین چیزیه که میشه جبرانش کرد. فرهاد کارش خیلی سخت شده
۳ سال پیشهلن و هیوا
0که متوجه دروغ هاش شدم ومطمئن شدم که نبایدبه هیچکس اعتمادکنم ولی خب دوسش دارم نمیدونم اعتمادکنم بهش یه فرصت بدم یا عشقم نادیده بگیرم تا دیگه نشکنم چون دیگه قلبی ندارم که بتونه شکستن دوباره تحمل کنه
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
مرسی ازت🤩 چقدر من خوشحالم میبینم دقیقا اون چیزی رو برداشت میکنید که من میخواستم نشون بدم😍😍 همینطوره دقیقا🥲💚 چند بار کامنتت رو خوندم و خیلی کیف کردم
۳ سال پیشپرنیا
0آزاده جون مرسی ک انقد خوب مینویسی چند روزنبودم و اومدم این پارتای بشدت جذاب و هیجان انگیزو خوندم واقعا چسبید بهم.جای فرهاد باشم همه چیزوبهش توضیح میدادم ک ازچیابخاطرش گذشته شایدیذره عقل بسرگلشن بیاد
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
عزیزم🥲💚 ممنونم از تو به خاطر تمام لطفی که به من و رمانم داری🤩 امیدوارم تا آخرش دوستش داشته باشی😍🫂
۳ سال پیشپرنیا
0ب گلشن هم باید حق داد چون همه حرفاش دروغ بوده الان هضم دوست داشتن فرهاد براش سخته .
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
دقیقا همینطوره! تازه فهمیده چه دروغ هایی گفته و فورا هم ابراز علاقه شنیده با خودش میگه از کجا معلوم که اینم دروغ نباشه؟💔
۳ سال پیشهلن و هیوا
0من گلشنی هستم که باراول که عاشق شدم عشقم بدون حتی یک کلمه ولم کردمن داغون شدم افسرده شدم وبعدش دیگه نتونستم به هیچ مردی اعتماد کنم تا وقتی که فرهاددیدم وکمکم ناخواسته عاشقش شدم وبهش داشتم اعتمادمیکردم
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

بنفش علی
0اوسگلی دیگه😂