پارت بیست و ششم :





مدتی می شد پدربزرگ و مادربزرگ مادری اش مهمانشان بودند و او در این مدت وقتش را با آن ها می گذراند.

اخلاق خاصی که داشتند به دیلان اجازه نمی داد راحت موبایل بردارد تا با یزدان صحبت کند یا از خانه خارج شود.

ک ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.