بێ بەڵێن ( عهدشکن ) به قلم سونیا منصوری
پارت بیست و چهارم :
منشی دو ظرف یک بار مصرف روی میز گذاشت و با اجازه ای گفت از اتاق خارج شد.
فَرَوَهَر نفس عمیقی کشید و دست جلو برد یکی از بسته های غذا را برداشت و درش را باز کرد.
- چون می دونم تو از هر جایی غذا سفارش نمیدی این دف ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
محمودی
00کامل مطالعه نکردم ولی به نظر رمان خوبی باشه