پارت چهل و یک :
وارد اتاقم شدم وکیفم را گوشه ای پرت کردم. شالم را از سرم بیرون کشیدم واولین دکمه ام را هم باز کردم.
_من چیکار کردم؟ اووف یزدان.
گوشی ام را از کیف بیرون کشیدم تا به او زنگ بزنم، اما با خاموش بودنش آهی از نهادم بلند شد.
شارژر را از کشو بیرون کشیدم وگوشی را به شارژ زدم که صدای بازشدن درب باعث شد به عقب بچرخم وبا قامت جاوید میان چهار چوب درب روبه رو شوم.
_ای
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۰۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
مریم بانو
0ای بچم🥲دلم واسه ش کباب شد ک (خطاب به هر سه شخصیت)خیلی گناه داشتن همشون🥺
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
اره گناه دارن واقعا😭
۳ سال پیشرویا
2من چرا دلم نمیسوزه برای جاوید 😅 ولی در عوض کلی گریه کردم برای یزدان و نیکان 🥲🥲
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
خب چون جاوید مقصره😂
۳ سال پیشتک برگ رویایی
1فرگل جان سلام رمانت عالیه فقط لطف کن حداقل چند پارت در هفته بذارید ممنون
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
ممنون ازت نظر لطفته، چشم حتما همین کارو میکنم❤️🔥
۳ سال پیشآزاده دریکوندی
3من هنوزم جاوید رو دوست ندارم حتی یه ذره! دلمم براش نمی سوزه. فقط یزدان🥰🤩 نیکان هم عاشق یزدان می شه قطعا
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
یه ذره دوستش داشته باش گناه داره خب😭
۳ سال پیشزهرا
2ببخشید چرا یهو همه از نیکان طلبکار شدن اولش کردن
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
طفلکی نیکان😭
۳ سال پیشزهره
2یزدان جووونمون 🙃😑
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
بعله بعله❤️🔥😭
۳ سال پیشهانیه
1روزت مبارررررک عزیزم😍 خیلی دلم برای یزدان میسوزه گناه داره☹
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
هانیه قشنگم ممنونم🫂❤
۳ سال پیشنام من فاطمه
1این رمان عالی فقط چرا پارت نمی گذارد
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
ممنون فاطمه عزیزم🤍
۳ سال پیشمزدور
3اولای پارت داشت دستم می رفت سمت تسبیح که خداروشکر جو عوض شد😂این جاوید رفته رو مخم پسره ی مزخرف چیه تا هر چی میشه میزنی زیر گریه آی منو دوست ندارن من بدبختم.به درک.خودتو دوست داشته باشی همه عاشقت میشن
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
مزدور عزیزم پس توهم رفتی توی تیم یزدان، خودم تنها موندم🫠
۳ سال پیشفاطمه
2دلم بر یزدان میسوزه🥺😶
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
خیلی گناهیه🫠
۳ سال پیشااا
3سلام رمان جذابیتش داره از دست میده بخاطر بی نظم بودن پارت گذاریش
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
واقعا معذرت میخوام یه مدت حمایت ها کم شده بود منم بی انگیزه شده بودم🙂
۳ سال پیشسارا
2سلام فرگل جونم خدای نکرده اتفافی براتون افتاده، اخه پارت ها دیر به دیر میاد
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
نه عزیزم، الان پارتو گذاشتم❤
۳ سال پیشاسرا
1💋😘روزت مبارکوعالی بودبیشتریزدان گناه داره کش موکندداد
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
ممنون اسرای عزیز😍
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

فاطمه
0خیلی خوبه😭😭قلبم شکست