پارت چهل و هشتم :
آفتاب سرد صبح زمستانی، روی دیوارها نشسته و به داخل حیاط سرک میکشید که حامد پاکت داروها را دست نیهان داد و رفت؛ دخترک با خستگی روی کاناپه دراز کشید و پلک روی هم گذاشت.
نگران حال حسام بود و خواب راحتی نداشت؛ مدام بیدار میشد و تبش را چک میکرد. حدود ساعت ده صبح بود که قابلمهی کوچکی روی اجاق گذاشت و کمی سوپ بار گذاشت؛ دستی به سر و روی خانه کشید و منتظر بیدار شدن حسام بود اما خبری نش
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۰۰۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
خورشید
5من از کلیشه ها توی رمانا خوشم میاد به شرط چاشنی تنوع خواهر خوانده خیلی دیگه داره با کلیشه پیش میره،الان اگه حامد توی سفر عاشق نیهان نشدمن کل ریشم و می زنم😅اون اتفاقی که منتظرشم تارمانو خاص کنه بیفته
۶ سال پیش|••|
2این پارت عالی بود.فقط ماندیم در خماری بسی😐.پارت بعدیو زودتر بزارید لطفا نویسنده گرام😁♥😐•
۶ سال پیشhana
10به نظرم توی پارت های بعد میگه من شنیدم تو گفتی دوسم داری .برای همین بوده که سرد رفتار کردن. در هر صورت امید وارم عادلانه رمان تموم بشه
۶ سال پیشآتنا
5نه اینها بعدا با هم دیگه میرن مسافرت.و در راه مسافرت حسام به نیهان میگه که میخواد از ایران بره
۶ سال پیش؟؟؟
9فکنم حسام حرفای نیهان رو فهمیده واسه همین ناراحته که نیهان عاشقش شده
۶ سال پیشنــــــــــــازی
11د غلط میکنه
۶ سال پیشاتنا
11غلط میکنه مرتیکه ***
۶ سال پیشهستی
1🤐😐😐😐چی شد
۶ سال پیشحاتم
11وای هستی جون حسام به نیهان و حامد مشکوک شد اخ نیهان هستی فدات شه خخخ
۶ سال پیشمگولی
4تا رفتم تو حس رمان تموم شد واقعا رمانت عالی هم دست ب قلمت قوی تر ادامه بده و اگه امکانش هست و میتونی حجمش رو بیشتر کن
۶ سال پیشطپشــــــــــ
13خودم بهشون رمان های آنلاینو پیشنهاد میکنم ولی اونامیگن که رمان های آنلاین آدمو میزارن تو خماری دیر دیر پارت میزارن و این باعث میشه که ما از خوندن اون رمان سرد بیشیم خوب لطفاحجم پارت رمانتو ببره بالا
۶ سال پیشطپشــــــــــ
13سلام نگار جون اول از این کع مرسی بابت رمان جذابت دوم اینکه لطف کن کع حجم پارت های رمانتو زیاد کن که خواننده بیشتر به طرف رمانت جذب بشن سوم اینکه من خیلیا رو دیدم که وقتی یع رمان جذاب پیدا نمیکنن خودم
۶ سال پیشآنیم
11واقعاکه هم خوش به حالت حسام ولی خاک برسرت که قدرشو نمیدونی😕اماایکاش حسام تمام حرفای نیهان وبشنوه😕ولی فکرکم حامدهمه چیزکه توجشن حرف میزدن گفته😑درکل مرسی نگارجون ولی میشه حجم پارت روزیادکنی خواهشا😇
۶ سال پیشالیا
5وا چرا اینجوری کردن اینا😑😑😑😑😑😮😮😡😡😡😡
۶ سال پیشمعصومه
7رمان قشنگیه میشه پارت هاشو بیشتر کنید
۶ سال پیش۰
17حالا دیگه حسام واسه ما قیافه میگیره
۶ سال پیشستایش
11لطفا پارت ها رو زیاد کنید دیگه چرا اینقدر کم آخه 😭
۶ سال پیشزهرا
17عالی بود ولی چیشد که حامد موقعع رفتن اینطوری کرد😕😕😑
۶ سال پیش
10سوال پیچش کرد اونم نارحت شد رفت
۶ سال پیشRAHAII
21احتمالا بهش گفته چرا اومدی یا باهاش نخند و اینا. بیجور:(
۶ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ستیا
0عکس حامدم میذاشتید ای کاش حامد و نیهان باشن