پارت صد و چهارم :

نهار که تموم شد زود به سمت اتاقم رفتم‌. صبح دوش گرفته بودم، پس نمی‌خواست ولی همین موهام خودشون خیلی کار داشتن. ساعت نزدیک چهار بود؛ رو به روی آینه نشستم و همون طور به خودم خیره موندم.
دستم نمی‌رفت هیچ کاری انجام بدم... اصلا نمی‌دونستم از کجاش هم شروع کنم. یه هوا موی فر بود که چون تازه حموم کردم، برق گرفته تو هوا پخش بودن و راه که می‌رفتم انگار جریان برق بهم وصل بود انقد صدای ترق توروق

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۵۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه

    0

    عالی

    ۳ سال پیش
  • عارفه

    1

    نمیشه عکس اینارو بزاری مثلا عکس پاستوریزه عینکی و بزار😂

    ۵ سال پیش
  • ..

    1

    ن من وارانشونم😂😂😂😂

    ۵ سال پیش
  • یه بنده خدا

    4

    وایی این رمان رو خیلی میدوستم 🤩🤩🤩😍😍😍😍 دنی رو هم خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی میدوستم

    ۵ سال پیش
  • نازی

    3

    وای من چقد ابن دانیالو میدوستم😍😍😍بیشعور جیگر😍😍😍

    ۵ سال پیش
  • هانا

    0

    عاقااا رمان خوبه ولی من از برنامه میخونمش میشه عکساشونو بزارین تولوخده

    ۵ سال پیش
  • یه بنده خدا

    1

    منتظر روزی که نهال عشق درون ویانا و آویز در بیاد میمونم تا تلف شم👩👵👵👵

    ۵ سال پیش
  • آرتی

    12

    وای مشتاقانه منتظر پارته بعدیم و ممنون میشم عکس دنی و مهیارم بزارین مرسی دمتون گرم

    ۵ سال پیش
  • .

    2

    ت *** خانم ابدار همرو گذاشته بود حتی پریسا

    ۵ سال پیش
  • مژده 17

    1

    یکی کمک کنه هرچی فک میکنم یادم نمیاد پریسا کی بود

    ۵ سال پیش
  • حنا

    0

    از فامیلای دور پدریشون بود ک توی رستوران با واران رفته بود اونارو دیدن

    ۵ سال پیش
  • مژده 17

    1

    فدات یادم اومدم مرسی 😊😊😊😊😊😊😊💋💋

    ۵ سال پیش
  • Abshar

    1

    خیلی ممنون آمنه جون بچه ها کانال *** این رمان مگه هست که عکس شخصیت ها اونجا هست؟

    ۵ سال پیش
  • حنا

    1

    ارع لینکشم همون پایین پارتا هست

    ۵ سال پیش
  • ayda

    6

    خانم ابدار فریاد و سوفیا که دیگه توی رمان نیستن پس میشه عکس دانیال و واران و مهیار رو بزارین ممنون

    ۵ سال پیش
  • کایرا

    9

    دنی و ویانا یه زوج عالی میشن. این آویز هم یه جورایی حکم داداش ویانا رو داره، یعنی یه حس خواهر برادی بین ویانا و آویز به وجود اومده. البته اینو بر اساس رفتار های اخیرشون میگم.

    ۵ سال پیش
  • حنانه

    6

    با اینکه دنی خیلی خیلی دیوونه و خوبه اما با این حال من از اول دوسداشتم که ویانا و اویز عاشق هم بشن . نظرمم عوض نمیشه نمدونم چرا ؟ 🤔 امیدوارم ویانا رو مجبور نکنن با مهیار ازدواج کنه

    ۵ سال پیش
  • تارزان

    8

    من دنی رو خیلی دوس دارم،،، خیلی باحاله 🤣😂😂😂😂

    ۵ سال پیش
  • حنانه

    7

    یا ابلفضل دنی دیوونه داداش مهیار پاستوریزست چه عجیب و بهتره بگم باحال 😁

    ۵ سال پیش
  • یه آدم بیکار

    4

    راستی!!گفتم شاید به درد بخورهاهنگش بحاله اسمشم شالت از راغبه💖

    ۵ سال پیش
  • بعلهـ

    9

    ارههههه راس میگه خیلی موی فر جم و جور کردنش سخته ! وییی دنییی ام هست جون چه شود واو واو واو عالیه گل من:|😂

    ۵ سال پیش
  • فاطوش

    16

    وای فک کنم عاشق دنی شدم 😕 بهش فک میکنم قلبم تند تند میزنه😆 مشتاقانه منتظرت پارت بعدیم

    ۵ سال پیش
کپی شد!