سنسار (سَنسار) به قلم آمنه آبدار (الهه)
پارت نود و پنجم :
به شهاب نمیآمد زیاد مظلوم باشد!
گفت و توضیح داد ولی باز هم مشکوک بودم. آخر من که به خودم هم مشکوکم، شهاب هم با رفتارهای عجیبش من را میترساند.
این اطلاعات در مورد پدرام را از کجا داشت؟ من که به او نگفته بودم... کسی نمیدانست.
اصلا جهنم! بالاتر از سیاهی که رنگی نیست. فوقش یک روز با پدرام وارد اتاق میشود و من او را در حالی که پیر شده است میبینم. یا هم یک روز شهاب میگوید پدرام بوØ
مطالعهی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۰۶۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
منم منم ???
2جانان چرا دقیقا حرف شهاب و گفت😳😦🍃 برگهایم 🙊چراااا اینجوریه😐😂ممنون آمنه جوون❤ممنون از سازنده ⚡😘
۶ سال پیشS
7چرا من مغزم رفت سمت ایوبی😐😐 مطمئنن نویسنده الکی اسمش و وارد رمان نکرد در آینده به نقشی تو رمان داره نظر من این مسائل یه ربطیم به اون پیدا میکنه😐این شهابم که اصلا نمیشه بهش احتمالی داد رمان عالیهه😁
۶ سال پیشم
2این شهاب بی غرض وارد داستان نشده یه نقشه ای داشته
۶ سال پیشرومینا
2واییی چقد راحت اینجوری گفت :: نترنس بابا پلیسا میرن میکنننشون تو گونی هیچی هم نمیشه انگار کشکه که اینجور راحت میگه 😂😂😂😂😂😂
۶ سال پیشالی
34من احساس می کنم این اطلاعاتی که شهاب داره رو از جانان میگیره چون پریزاد همه چیز رو به جانان میگه و شهاب با جانان ارتباط داره چون کلمه ای رو تکرار کرده بود که قبلا هم شهاب به پریزاد گفته بوذ
۶ سال پیشسحر
6ایول دقیقا
۶ سال پیش?
3موافقم
۶ سال پیشگمنام
7به نظرم نویسنده داره ذهن ما رو منحرف میکنه که اینطوری هر احتمالاتی که گرفتیم بر فنا بره. در هر حال واقعا قلمتون عالیه خانم آبدار
۶ سال پیشدخترطبیعت
0نکنه این جانان از شهاب خوشش امده باشه
۶ سال پیشHesel
6خوبه پریزاد راحت به حرف های شهاب اعتماد نکرد
۶ سال پیشZarnaz
5عالییی لطفا عکس شخصیت هام بزارید
۶ سال پیشAramesh
10اول اینکه پارت کم محتوایی بود هیچ اتفاقی نیفتاد که 😐💔 و دوم به نظرم پدرام هم زنده نیست🙁😶
۶ سال پیشفادیا
13خانم آبیار رماناتون خیلی خیلی قشنگن ولی پارتایی که میزارید واقعا کوتاهن
۶ سال پیشبهار
13یا شهاب از اول می خواسته در مورد کیوان و اون یکی یه چی رو ثابت کنه که با اومدن انوشا این امکان براش پیش اومده .احتمال اخرمم اینه که یک نفر در این مورد به شهاب اطلاع داده
۶ سال پیشبهار
22اصلا تناسخ بین شهاب و پدرام رو بیخیال شید چون همچین چیزی اتفاق نیوفتاده یا شهاب یکی از اشناهای پدرام که اینم باز احتمالش کمه یا پدرام زنده مونده و اطلاعاتی رو به شهاب داده یا اینکه شهاب از اول می خواس
۶ سال پیش
لطفا صبر کنید...

....
0آمنه خانم من واقعا شما را از صمیم قلب دوست دارم و دوست دارم همچون شما نویسنده ی قابلی بشم من رمان هاتون را خیلی دوست دارم هر کجا هستید آرزوی خوشبختی و پیشرفتتان را از خداوند خواستارم❤❤🌷🌷