پارت هشتاد و دوم :

از سوختگی کمرم بدنم داغ شده بود ....احساس تب شدید داشتم ....
مگه میشد ادم این همه شکنجه بشه اما سر پا بمونه ...
بخاطر دخترکم قوی موندم ...
درد دارم ،حالم خوب نیست ...اما میترسم چشم روچشم بزارم و دخترم از جلوی چشمام دور بشه ....
زندگی چه تاوان سختی از من گرفت ...
هر کدوم از عزیزام یه گوشه افتاده بودن...
این حق من نبود از زندگی ....وجودم ،اعتمادم ،احساسم همه تک به تک نابود شد .....

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۰۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • salomeh

    1

    سلام خانم سیاوشی. لطفاً اگه میشه تو قسمت آفلاین بذارید رمان رو ، من نتونستم کامل بخونم و کلا 50 پارت خوندم و خیلی ناراحتم . نمیتونم نظری راجب پایان داستان بدم ولی تا اونجایی که خوندم عالی بود.

    ۳ سال پیش
  • سوسن

    1

    سلام عزیزم بسیار عالی ولی کاش فرهاد نمیمرد کلا تلخ بودن آخر رمان و دوست ندارم چون چند روزی ناراحتم و ذهنم درگیره در کل رمان خوبی بود 🥺👌

    ۳ سال پیش
  • فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان

    عزیز دلمم🥹

    ۳ سال پیش
  • هانا

    0

    من دو روز شروع کردم ب خوندن رمان الان تمومش کردم خسته نباشید خوب بود فقط کاش یکم بیشتر ب جزییات میپرداختی واز احساساتشونو بیشتر مینوشتی

    ۳ سال پیش
  • فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان

    عزیزم ویراستاری کنم حتما اضافه میکنم

    ۳ سال پیش
  • هانا

    0

    آهنگ انتخابیت خیلی قشنگ بود ممنون

    ۳ سال پیش
  • فری

    1

    درسته قشنگتره ولی باید نظر خاننده هم در نظر میگرفتین من الان دردشو با تمام وجود حس میکنم مخصوصا اگر عاشق و معشوق باشیدای کاش فرهاد نمیمرد

    ۳ سال پیش
  • فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان

    💔💔فرهادم مثل کامیار شد .اونایی که ماه قلب من رو خوندن میدونن

    ۳ سال پیش
  • نیایش

    0

    اما کامیار نقش فرعی بود. تو اون رمان زوج رمان بهم رسیدن اینجا نقش اصلی مرد😔

    ۳ سال پیش
  • فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان

    عزیزم کلا دوسداشتم یه سبک متفاوت با اون رمانم باشه .خودم زیاد فک کردم در مورد برسام و فرهاد

    ۳ سال پیش
  • فری

    0

    ای کاش بجای فرهاد برسام فوت میشد حق ستوده نبود بعد از اون همه سختی بازم غم داشته باشه این یه رمان امادردی که ستوده کشید من دارم واقعی رو میکشم منم همسرم رو از دست دادم ای کاش فرهادنمیمرد قلبم فشرده شد

    ۳ سال پیش
  • فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان

    عزیز دلم 😭خدا رحمتشون کنه .ایشالله از این بعد خوشبخت و شاد باشی گلم 💖

    ۳ سال پیش
  • مهم نیست

    0

    دوست داشتم بگم چرا نویسنده جان اینطوری رمان تموم کردی اما زندگی واقعی هم همیشه خوب تموم نمیشه،فقط خیلی دلم گرفت😢😥، آهنگ کاملا هماهنگه😢 خلاصه مرسی نویسنده جان خسته نباشی منتظر رمان بعدیتم.🌹🌹

    ۳ سال پیش
  • فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان

    💚💖🥹🥹🥹

    ۳ سال پیش
  • اسرا

    0

    این نظرقبل داده بودم الان دیدم ثبت نشده(آهنگ بی نظیرهمخونی داره باکل رمان)امیدوارم رمان بعدی

    ۳ سال پیش
  • فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان

    مرسی عزیزم

    ۳ سال پیش
  • صدف

    0

    چرا تموم شد اخه خدا🥺خیلی قشنگ و درست تموم شد ولی زندگی با تلخی همراهه دیگه🥺بمیرم برای ستوده که رنگ ارامش رو ندید این بچه🥺خسته نباشی نویسنده جون عالی بود مثل همیشه😘بیصبرانه منتظر رمان بعدیت هستم🥰

    ۳ سال پیش
  • فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان

    قربونت برمم🥰😍😍😘

    ۳ سال پیش
  • زهره

    0

    فرهاد، کاش میموند

    ۳ سال پیش
  • الناز

    1

    ممنون رمان خوبی بود🌹🌹🌹

    ۳ سال پیش
  • آیدا

    0

    رمان خوبی بود قرار نیست همیشه آخر رمان ها خوب تموم بشه اینجوری همه رمان پایان یکسانی داشت و ممنون از خانم سیاوشی بابت این رمان خوب خسته نباشید 🌹❤️

    ۳ سال پیش
  • فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان

    عزیز دلم 😍😘💖

    ۳ سال پیش
  • ...........

    0

    کاش حداقل میگفتین قراره تراژدی هم به ژانر رمان اضافه بشه نمی خوندم فرهاد نباید حداقل میمرد کاش بازم پارت نبود ولی اینطوری آخرش تمام نمی شد خسته نباشید رمان خوبی بود

    ۳ سال پیش
  • فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان

    عزیزمم خودمم لحظه اخر مونده بودم که چیکار کنم .😍😘😘😘

    ۳ سال پیش
  • سیتا

    0

    در کل پارت همش غمگین بود ناراحت کننده خسته نباشی نویسنده 🌺

    ۳ سال پیش
  • فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان

    💚💖💖💖

    ۳ سال پیش
  • اسرا

    0

    وآهنگ باکل رمان میشه گوش دادانتخاب آهنگ عالیه منتظررمان بعدی هستیم

    ۳ سال پیش
  • فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان

    😘

    ۳ سال پیش
کپی شد!