پارت نوزده :

-ببین کم نیاوردم، ببین دووم آوردم! چون معتقدم یه روزی خلاص می‌شم. یه روزی می‌رسه که من رنگ خوشی می‌بینم و از ته دل خوشم یه نفس راحت می‌کشم. منتظر روزی هستم که از بند رها بشم. هیچی این زندگی تقصیر من نبوده ماهی.

ازش جدا می‌شم و صورت مقابل صورتش می‌کشم. جفت‌مون با چهره‌ی غمگین و دلی پر به صورت خیس از اشک هم‌دیگه نگاه می‌کنیم. لب‌های لرزونش رو تر می‌کنه و کف دستش رو روی یه طرف صور

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۲۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • آرامش

    1

    چقدر ماهی گناه داره🥺😥 چه آدمایی هستن واقعا🥺هی،کاش ماهی قبل از مرگش یکم فقط یکم شادی تجربه کرده باشه😔 عزیزم قلمت با آدم انگار حرف میزنه مستقیم می ره تو قلب و ذهن و روح آدم ❤️❤️ باش تا ابد برامون🌹❤

    ۳ سال پیش
  • نازنین مرادخانلو | نویسنده رمان

    زیر پوست شهر خیلی خبرا هست که ما ازش بی‌خبریم🥺فداتبشم❤️

    ۳ سال پیش
  • نرگسی

    1

    فک کنم مانی و شیدا قبلاباهم بودن.. قلمت مانا نازنینِ خوش قلبم،بی صبرانه منتظرم به جاهای خوب خوبش برسیم❤️

    ۳ سال پیش
  • نازنین مرادخانلو | نویسنده رمان

    قربونت برم من🥲❤️می‌رسیم خوشگلم

    ۳ سال پیش
  • زهرا

    0

    این طور که معلوم شیدا مانی رامیشناسه بیچاره ماهی دیگه تا کجا باید زجر بکشه

    ۳ سال پیش
  • نازنین مرادخانلو | نویسنده رمان

    خیلی گناه داره🥲

    ۳ سال پیش
  • نرگس

    0

    چه دنیای بدی چه ادمهای بدی

    ۳ سال پیش
  • نازنین مرادخانلو | نویسنده رمان

    خیلی…

    ۳ سال پیش
  • شفق

    1

    این رمان خیلی زیباست و در عین حال غم انگیز😔🥺

    ۳ سال پیش
  • نازنین مرادخانلو | نویسنده رمان

    قربونت برم

    ۳ سال پیش
  • اسرا

    0

    سخت خبلی سخت

    ۳ سال پیش
  • نازنین مرادخانلو | نویسنده رمان

    🥲🥲

    ۳ سال پیش
  • یلدا

    1

    از این دردناک تر هم هست زندگی ... نازنین جان قلم فوق العادهای دارین طوری که تک تک اون لحظه ها ادم حس می کنه کاش واقعا دنیا پشت دستش را زمین بکوبه و بگه کم آوردم

    ۳ سال پیش
  • نازنین مرادخانلو | نویسنده رمان

    فداتبشم من🥲❤️

    ۳ سال پیش
کپی شد!