پارت سی و نهم :

-حالت خوبه طلا خانم؟ همه چی رو به راهه؟


نفس سنگینش رو آه مانند بیرون می‌فرسته و غبار حسرت روی صداش پُرز می‌شینه:


-یه‌کم تونستی خودتو پیدا کنی؟ به جون جفت بچه‌هام قسم که خبر تو تبر زد وسط کمر خم شده‌م. نمی‌تونستم برم با ب ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.