متانویا (رز سفید) به قلم نازنین مرادخانلو
پارت سی و هشتم :
پر از حرف و شک، چند ثانیهای خیره نگاهم میکنه و در نهایت، دستش بند دستگیره در میشه و دست دیگهش رو به پهنای صندلی میچسبونه. در حالی که آروارههاش از شدت درد میلرزه و لبهاش رو هم چفت شدن، پیاده میشه و خیلی محکم و رسا میگه:
-باهم ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
طنین
00وای چقدر این پارت خوب بودددد، عالی بود خسته نباشی