پارت چهل :

گلشن به خاطره‌ی او که اتفاقا برای فرهاد خیلی هم تلخ بود، خندید. دستش را زیر چانه‌اش زد و با اشتیاق به دماوند نگاه کرد که قله‌اش را برف‌ها در آغوش گرفته بودند. دماوند زیباترین چیزی بود که توی زندگی‌اش دیده بود و عاشقش شده بود.
موزیکی در کابین ماشین در حال پخش بود و گلشن را توی فکر فرو برده بود...
«اما یک روز یه جایی که خلوت کردی
یه غریبه رو کنارت که دعوت کردی
کاشکی هیچ حسی ن

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱۰۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • مژی

    0

    چقد فرهاد خره،خدااا🙊😂

    ۵ ماه پیش
  • ن

    0

    خوب

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚

    ۲ سال پیش
  • رویا

    0

    خوب بود تا اینجا

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    امیدوارم تا انتها دوسش داشته باشی و مونالیزا هم فراموش نشه😍

    ۲ سال پیش
  • تیارا

    2

    اخ یعنی دلم خنک شد هاگلشن خوب حق پیمان و گذاشت کف دستش به نظرم پیمان حسش به گلشن واقعی نیس در مورد اطلاعیه واقعا ممنونم برای اطلاعات مفیدت و امیدوارم بتونم تو رمانی که می خوام بنویسم ازش استفاده کنم

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خواهش می‌کنم عزیزم امیدوارم هرچه زودتر رمانت رو با موفقیت بنویسی و منم بخونمش💚

    ۳ سال پیش
  • زهرام

    2

    با تیارا موافقم و فکر میکنم که پیمان صرفا چون قبلاً با گلشن بوده میخواد که با فرهاد نباشه و گلشن تا ابد منتظر بمونهو خیلی ممنون بابت آموزشی که دادیو راجب سوال دومت خب رمانی که پیرنگ خوبی ندارن نمیخونم

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    فقط میگه با فرهاد نباش که ببینم کنار کسی هستی😔 یعنی میخواد بگه هرکسی دیگه باشه عیب نداره! که گلی گفت هرکسی باشه غیر پسرخاله‌ی تو! شما یک زهرای دیگه هستید یا پریای سابق؟😅

    ۳ سال پیش
  • زهرام

    1

    یه زهرای جدید😅

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خیلی خوش اومدی😍

    ۳ سال پیش
  • ثنا بانو

    0

    چه کنه ای این پیمان بابا برو گمشو دیگه😑😑

    ۳ سال پیش
  • فرگُل

    0

    من یه کامنت گذاشتم چرا نیستتتتت🙄

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    چی بود کامنتت؟ بگو بگردم دنبالش

    ۳ سال پیش
  • آرامش

    1

    هی این بده.خیلی بده🤦🏻پارت قبلی دلم برای پیمان تنگ شده بود اما الان کاش بره همون جایی که بود🤦🏻😂سعی میکنم مودب باشم.من نه فرهادیم نه پیمانیم تکلیفم با خودم مشخص نیست مثل گلشن😂عشق منی تو آزاده جون

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم پس امیدوارم موضع خودت رو به زودی مشخص کنی😅

    ۳ سال پیش
  • زهرا_هستم

    2

    سلسله فرهادیان من برای پیمان ی لقب خیلی خوب ک برازندشه پیدا کردم پیکان جوجو😎 خواهشایکی منوراهنمایی کنه چجوری وارد رمان بشم؟ی گپ وگفت کوچیکی بااین پیکان دارم قول میدم زنده زنده خاکش نکنم👿🔪😂

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نفس عمیییییق بکش خیلی عمیییق

    ۳ سال پیش
  • غزاله

    2

    میگم آزادی جون برای اینکه جنگ جهانی سوم نشه بین لشگریان پیمانان و فرهادیان بیا دی شخصیت سوم وارد کن بریم تو لشگر جدیدیان😂😂🧢

    ۳ سال پیش
  • غزاله

    0

    آزاده جون ب بزرگی خودت ببخش مجبور شدم با دست چپ تایپ کنم بعضی کلمات بد شدن🫀

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    عزیزم💚

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نه جدیدیانی وارد نمی‌شه فرهاد داره زحمت می‌کشه بیچاره😂

    ۳ سال پیش
  • غزاله

    1

    مزد زحماتشو بدی ها پس 😂❤️🥺

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    حالا تا ببینم😌

    ۳ سال پیش
  • پرنیا

    1

    قلمت مانا آزاده جون آاخ چقد دلم برای پیمان میسوزه چیزی ک مال تو بوده جلو چشمت با کسی دیگس عذاب آوره. ولی خب طرفدار فرهادم میتونست نره 😂

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    آره عذاب آوره و بدتر اینکه این همه آدم تو دنیااااا... چرا اونی که تو هم میشناسیش💔

    ۳ سال پیش
  • تیارا

    0

    😘😘💏♥️♥️♥️

    ۳ سال پیش
  • خخخخ

    1

    آیی چقدر دوستدارم یه کف گرگی پیمان رو بزنم او راستی اینایی که گفتی اصلا ازش سر در نیاوردم احساس خنگ بودن بهم دست می ده

    ۳ سال پیش
  • زهرا_هستم

    2

    از طرف منم بزننننن ی جور بزن ک صدای در پیکان وانتی بدهههه😎😎😎😎

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    آهاااای پیمانیان بیاید که فرهادیان الانه که پیمان رو آش و لاش کنن😂

    ۳ سال پیش
  • زهرا_هستم

    3

    متاسفانه دیر رسیدن!خواهشابرا ختم پیمان جونتون خرماگردویی درست کنین بدین ب فقرا ی جونی بگیرن انشاءالله چهلمش هم ی شام درست حسابی میزنیم بر بدن😂آری خشم ما اینگونه است..

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خرما گردویی😂 سرورانی که در اعمال خاکسپاری یاری دادند...

    ۳ سال پیش
  • مهدیه

    1

    خشم اتو نگه دار وسه وقتی ک داری حلوای فرهاد و میپزی

    ۳ سال پیش
  • ملیکا

    2

    کور خوندن 😏😈🔪

    ۳ سال پیش
  • مهدیه

    2

    من ۴ ساعت نت نداشتم اومدم دعواعه خیالت راحت دستتون ب پیمان نمیرسه 😎 اگ ب حرفه ما تا الان ۱۰ بار فرهاد و منفجر کرده بودیم در ضمن بهت پیشنهاد میدم دور و بر پیمان نپلکی لشکر ما ی خورده بی اعصابه 😂😎

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    به اعصاب خودتون مثلث باشید بچه ها😅

    ۳ سال پیش
  • مهدیه

    1

    صدا دزدگیر فرهاد و نمیشنوید ؟ الحق ک چقد حرفه ای فرهاد و ی فصل کتک زدیماا دیگ قراضه شد ب صدا دزدگیرش ام اعتباری نیس😃😂

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اگه علاقه‌مند به موضوعش هستی با دقت بخون دلبندم😍 با پیمان مادر مرده کاری نداشته باشید گناه داره😔

    ۳ سال پیش
  • فرگُل

    2

    ولی کاش پیمان اینجا واقعا گلشن رو به آغوش می گرفت🥺😂😂😂😂😂 تا سلسه فرهادیان بیشتر حرص وجوش میخوردند

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    😂😂😂

    ۳ سال پیش
  • غزاله

    0

    سلام آزاده جونم اولدبگم پارت عالی ای بود و دوم اینکه ی تشکر ویژه بابت اطلاعاتی که در اختیارمون میزاری بمونی واسمون دختر خوب قلب 🥺❤️❤️❤️💗

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم خواهش می‌کنم😍

    ۳ سال پیش
  • ملیکا

    2

    😔💔قلبمو شکستی اخه چی میشه یه فرصت ب پیمان بدی همه ادما حق داشتن یه فرصتو دارن😕 بخدا گریم گرفت پیمان اینجوری شد😭💔💔💔

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    غصه نخور ملیکا🥺 اتفاقا تا آخر رمان پیمان ممکنه شما رو شوکه کنه چون واقعا برای خودم که این‌طور بود💚

    ۳ سال پیش
  • ملیکا

    0

    واقعاااا😃😃 امیدوارم کردی آزاده جون😻💙 خوشحال شدمممم😄💛

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    بله بله واقعا💚

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️