در رویای دژاوو به قلم آزاده دریکوندی
پارت چهل :
گلشن به خاطرهی او که اتفاقا برای فرهاد خیلی هم تلخ بود، خندید. دستش را زیر چانهاش زد و با اشتیاق به دماوند نگاه کرد که قلهاش را برفها در آغوش گرفته بودند. دماوند زیباترین چیزی بود که توی زندگیاش دیده بود و عاشقش شده بود.
موزیکی در کابین ماشین در حال پخش بود و گلشن را توی فکر فرو برده بود...
«اما یک روز یه جایی که خلوت کردی
یه غریبه رو کنارت که دعوت کردی
کاشکی هیچ حسی ن
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۷۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
ن
0خوب
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚
۲ سال پیشرویا
0خوب بود تا اینجا
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
امیدوارم تا انتها دوسش داشته باشی و مونالیزا هم فراموش نشه😍
۲ سال پیشتیارا
2اخ یعنی دلم خنک شد هاگلشن خوب حق پیمان و گذاشت کف دستش به نظرم پیمان حسش به گلشن واقعی نیس در مورد اطلاعیه واقعا ممنونم برای اطلاعات مفیدت و امیدوارم بتونم تو رمانی که می خوام بنویسم ازش استفاده کنم
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خواهش میکنم عزیزم امیدوارم هرچه زودتر رمانت رو با موفقیت بنویسی و منم بخونمش💚
۳ سال پیشزهرام
2با تیارا موافقم و فکر میکنم که پیمان صرفا چون قبلاً با گلشن بوده میخواد که با فرهاد نباشه و گلشن تا ابد منتظر بمونهو خیلی ممنون بابت آموزشی که دادیو راجب سوال دومت خب رمانی که پیرنگ خوبی ندارن نمیخونم
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
فقط میگه با فرهاد نباش که ببینم کنار کسی هستی😔 یعنی میخواد بگه هرکسی دیگه باشه عیب نداره! که گلی گفت هرکسی باشه غیر پسرخالهی تو! شما یک زهرای دیگه هستید یا پریای سابق؟😅
۳ سال پیشزهرام
1یه زهرای جدید😅
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خیلی خوش اومدی😍
۳ سال پیشثنا بانو
0چه کنه ای این پیمان بابا برو گمشو دیگه😑😑
۳ سال پیشفرگُل
0من یه کامنت گذاشتم چرا نیستتتتت🙄
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
چی بود کامنتت؟ بگو بگردم دنبالش
۳ سال پیشآرامش
1هی این بده.خیلی بده🤦🏻پارت قبلی دلم برای پیمان تنگ شده بود اما الان کاش بره همون جایی که بود🤦🏻😂سعی میکنم مودب باشم.من نه فرهادیم نه پیمانیم تکلیفم با خودم مشخص نیست مثل گلشن😂عشق منی تو آزاده جون
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
قربونت عزیزم پس امیدوارم موضع خودت رو به زودی مشخص کنی😅
۳ سال پیشزهرا_هستم
2سلسله فرهادیان من برای پیمان ی لقب خیلی خوب ک برازندشه پیدا کردم پیکان جوجو😎 خواهشایکی منوراهنمایی کنه چجوری وارد رمان بشم؟ی گپ وگفت کوچیکی بااین پیکان دارم قول میدم زنده زنده خاکش نکنم👿🔪😂
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
نفس عمیییییق بکش خیلی عمیییق
۳ سال پیشغزاله
2میگم آزادی جون برای اینکه جنگ جهانی سوم نشه بین لشگریان پیمانان و فرهادیان بیا دی شخصیت سوم وارد کن بریم تو لشگر جدیدیان😂😂🧢
۳ سال پیشغزاله
0آزاده جون ب بزرگی خودت ببخش مجبور شدم با دست چپ تایپ کنم بعضی کلمات بد شدن🫀
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
عزیزم💚
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
نه جدیدیانی وارد نمیشه فرهاد داره زحمت میکشه بیچاره😂
۳ سال پیشغزاله
1مزد زحماتشو بدی ها پس 😂❤️🥺
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
حالا تا ببینم😌
۳ سال پیشپرنیا
1قلمت مانا آزاده جون آاخ چقد دلم برای پیمان میسوزه چیزی ک مال تو بوده جلو چشمت با کسی دیگس عذاب آوره. ولی خب طرفدار فرهادم میتونست نره 😂
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
آره عذاب آوره و بدتر اینکه این همه آدم تو دنیااااا... چرا اونی که تو هم میشناسیش💔
۳ سال پیشتیارا
0😘😘💏♥️♥️♥️
۳ سال پیشخخخخ
1آیی چقدر دوستدارم یه کف گرگی پیمان رو بزنم او راستی اینایی که گفتی اصلا ازش سر در نیاوردم احساس خنگ بودن بهم دست می ده
۳ سال پیشزهرا_هستم
2از طرف منم بزننننن ی جور بزن ک صدای در پیکان وانتی بدهههه😎😎😎😎
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
آهاااای پیمانیان بیاید که فرهادیان الانه که پیمان رو آش و لاش کنن😂
۳ سال پیشزهرا_هستم
3متاسفانه دیر رسیدن!خواهشابرا ختم پیمان جونتون خرماگردویی درست کنین بدین ب فقرا ی جونی بگیرن انشاءالله چهلمش هم ی شام درست حسابی میزنیم بر بدن😂آری خشم ما اینگونه است..
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خرما گردویی😂 سرورانی که در اعمال خاکسپاری یاری دادند...
۳ سال پیشمهدیه
1خشم اتو نگه دار وسه وقتی ک داری حلوای فرهاد و میپزی
۳ سال پیشملیکا
2کور خوندن 😏😈🔪
۳ سال پیشمهدیه
2من ۴ ساعت نت نداشتم اومدم دعواعه خیالت راحت دستتون ب پیمان نمیرسه 😎 اگ ب حرفه ما تا الان ۱۰ بار فرهاد و منفجر کرده بودیم در ضمن بهت پیشنهاد میدم دور و بر پیمان نپلکی لشکر ما ی خورده بی اعصابه 😂😎
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
به اعصاب خودتون مثلث باشید بچه ها😅
۳ سال پیشمهدیه
1صدا دزدگیر فرهاد و نمیشنوید ؟ الحق ک چقد حرفه ای فرهاد و ی فصل کتک زدیماا دیگ قراضه شد ب صدا دزدگیرش ام اعتباری نیس😃😂
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اگه علاقهمند به موضوعش هستی با دقت بخون دلبندم😍 با پیمان مادر مرده کاری نداشته باشید گناه داره😔
۳ سال پیشفرگُل
2ولی کاش پیمان اینجا واقعا گلشن رو به آغوش می گرفت🥺😂😂😂😂😂 تا سلسه فرهادیان بیشتر حرص وجوش میخوردند
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
😂😂😂
۳ سال پیشغزاله
0سلام آزاده جونم اولدبگم پارت عالی ای بود و دوم اینکه ی تشکر ویژه بابت اطلاعاتی که در اختیارمون میزاری بمونی واسمون دختر خوب قلب 🥺❤️❤️❤️💗
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
قربونت عزیزم خواهش میکنم😍
۳ سال پیشملیکا
2😔💔قلبمو شکستی اخه چی میشه یه فرصت ب پیمان بدی همه ادما حق داشتن یه فرصتو دارن😕 بخدا گریم گرفت پیمان اینجوری شد😭💔💔💔
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
غصه نخور ملیکا🥺 اتفاقا تا آخر رمان پیمان ممکنه شما رو شوکه کنه چون واقعا برای خودم که اینطور بود💚
۳ سال پیشملیکا
0واقعاااا😃😃 امیدوارم کردی آزاده جون😻💙 خوشحال شدمممم😄💛
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
بله بله واقعا💚
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

مژی
0چقد فرهاد خره،خدااا🙊😂