ققنوس در بند به قلم محدثه کمالی
پارت سی و چهارم :
اخمهایم عمیقتر شد. عجب بیمنطقی شده بودم من...!
- صبحانه برای ساعت هشت باید آماده باشه. ناهار برای ساعت دو و شام برای نه شب. برای هر کدوم یک الی دو ساعت قبل باید توی مطبخ آماده باشید.
لبهایم از دو طرف کش آمد. نیم نگاهی به من انداخت.
- خانم گفتن علاوه بر کارهای مطبخ، گردگیری هم بر عهده شما ست.
تیر خلاص...! ناخودآگاه بیشتر حرص خوردم. این رفتارهای بچگانه چه بود که از خودم نشان
مطالعهی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۷۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
