پارت هشتم :

خواستم از آویز بپرسم که یهو یادم اومد جدا هم شده باشه این نمی تونه که جدا کنه... یهو با خودم صحنه رو تصور کردم و لبم رو گزیدم. اصلا بی خیال آویز، آی لاویو ننه! الان رفتم خونه میدم درستش کنه.

وییی تا برسیم خونه من دیوونه میشم چقد درد می کنه... ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!