پارت پنجم :

گوشم را نزدیک در کردم و بی سر و صدا مانده بودم. فتانه، پویان و سارا در اتاق در بسته بودند.

فتانه: دکتر چی گفت؟

پویان: کلی قرص و دوا نوشت.

سارا: پس تیمارستان چی؟

پویان: اکیدا پیشنهاد داد.

چند لحظه سکوت پابرجا شد. ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!