در رویای دژاوو به قلم آزاده دریکوندی
پارت بیست :
ستاره نگاه نگرانش را میان همهشان رد و بدل کرد. همه منتظر یک توضیح بودند!
- اره تو درست میگی. اون مادرش بود، چیزی برای پنهون کردن که وجود نداره.
سهیل چشمانش را بست و نگاهش را از عموزاده هایش گرفت. فهمید که یک دردسر تازه در راه است و این را اصلا دوست نداشت.
- گلی من حال ندارم دو روز دیگه ننهاش بیاد اینجا بَس بشینه حرفای دو هزاری بزنه!
گلشن که دیگر شاکی شده بود قدمی به جلو گذا
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱۳۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
زهره
0قلمتون عالیه آزاده جون آدم خودش رو تو قصه حس میکنه و با شخصیتها یکی میشه
۱ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم امیدوارم تا انتها همین حس رو داشته باشی😍
۱ سال پیشمریم
0وایییییی عالی بود 🤣🤣🤣🤣داداش ها دقیقا همینن تا حرصتو در نیارن روزشون شب نمیشه😂😂😂 دقیقا خودشه
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
داداش فرهادمون همونقدر که خواهرش رو دوست داره همونقدر هم حرصش میده🤭
۲ سال پیشZarnaz
0سلام آزاده جونم عالی بود مثل همیشه ❤️❤️برای سوالاتم از فرهاد به خاطره جسارتش پاپیچ گلشن شد تا قبول کنه😍😍واز گلشن به خاطره این همه سختی که کشیده ولی هنوز رو پا هست و امید داره به زندگی 🤗😍
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
دقیقا همینه! فرهاد همهی تلاشش رو میکنه... تازه این اولِ این همه تلاشه! این داستان سر دراز دارد برای آقا فرهاد...
۳ سال پیشسیتا
0فرهاد چه شوخ هست جدا از بقیه حال و هوا رمان رو عوض میکنه رمانت خوبه نویسنده خسته نباشی
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اره فرهاد یه مقدار شوخ طبع و شیطونه... ممنونم از نظراتت سیتا عزیز😍💚
۳ سال پیشmoon
0هر قسمت جذاب تر میشه
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚
۳ سال پیشGhazale
0عالی
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚
۳ سال پیشریحان
0بازم گل کاشی عزیز❤
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
مرسی عزیزم😍🌹
۳ سال پیشپرنیا
0کم بود ک 🥺🥺 فرهاد حس میکنم اخلاقش خاصه ازوناس ک عاشق میشع دلبرررررر😁😋
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
حست درست میگه جانم😍
۳ سال پیشقشنگتراز پریا
2اییی جون ولی پارت اب رفتا😒 سوالت...فرهاد بخاطر اون باحالیش .. گلشن هم بخاطر اعصاب خط خطیش😂💚مرسییییی
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اعصاب خط خطی رو خوب گفتی😂
۳ سال پیشاسرا
4مرتصی چه قبل چه حالا نگران گلی بااینکه مصرف کننده فروشنده ست تقریبا ازکمیاب ترین شخصیت پردازی هایی هست این چهره آدم داغون بی خیال درنیاوردی
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
بله خیلی نگران خواهرشه. خب اشتباهاتی هم داره که این به خاطر اینه که سعی میکنم هیچکدوم از شخصیت پردازیهام تک بعدی نباشن
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ارزو
0خیلی رمانه قشنگیه من بکوب دارم میخونمش