پارت بیست و یک :

بدون گفتن کلامی اضافه تر، تلفن را قطع کردم

همان موقع خاموشش کردم و گفتم : کاری می کنم کمک لازم شی آقا کمیل. هنوز طوفان رو نشناختی!

***
~حامی~

نگاهم را به عمارت تماشایی دوختم و با خودم گفتم : یکی مثل این انگری برد تنها تو همچین جایی زندگی می کنه، یکی هم مثل ما تا صبح تخت خواب سوسک ها و موش هاست. ای خدا شکرت.

ساک دستی ام را روی دوشم جا به جا کردم و تا خواستم وا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۹۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • آنیا

    1

    خب میبینی سبکه بازم میخوریش😂😂😂😂😂

    ۲ سال پیش
  • m

    19

    در حد مرگ از شخصیت این دختره باد و طوفان بدم میادکاش یه آدم مثه من که آب از سرش گذشته جا حامی بود تا دهنشو....میکرد ببخشید ولی واقن حرسم گرفته ازش

    ۶ سال پیش
  • Zahra

    19

    ریلکس ، ریلکس... یه نفس عمیق دم بازدم... آفرین 😁😂😂😂😂😂😂

    ۶ سال پیش
  • ارامش

    8

    خونسردی حفظ کن اروممممم😅😅😅😅😅

    ۶ سال پیش
  • melina

    9

    آروم باش این فقط یه رمان این هم حرص خوردن برای قلب خوب نیست

    ۶ سال پیش
  • فاطیما

    7

    آرامش داشته باش😌😮🥶

    ۶ سال پیش
  • درسا

    8

    اخه فاطیما جان عزیزم تو میگی اروم باشیم چجوری؟پسرا خودشون هیچی براشون مهم نیست عاشق اینن که سرتر *** همه باشن بعد حالا خدازد پس کله ی یکی دختره غرور داره جلو پسره دارن تیکه *** میکنن خودشونو که چرا غر

    ۶ سال پیش
  • A,S

    4

    ارام باش........ ارامش خودتو حفظ کن افرین😂 همیشه ک نمیشه غرور دخترا بشکنه

    ۶ سال پیش
  • هانی شیطونه

    3

    نخیرم از نظر من شخصیت به قول حامی انگری برد باحاله

    ۵ سال پیش
  • Naznin

    20

    من نمیدونم چرا بعضی ها لینجوری میگن ت نظرات مثلا اگه دختر بجای پسر اینقد بدبخت بود خششون میومد ،ولی چون پسره حرصشون در میاد واقعا چرا؟ هوه شخصیت های پسر ک نباید ت قصر زندگی کنن و ارباب دختر باشن

    ۶ سال پیش
  • RAHAII

    9

    چون فکر میکنن دخترا ضعیفن ولی نمیدونن به وقتش برسه دخترا زندگی رو تو مشتشون حبس میکنن🙃

    ۶ سال پیش
  • ! ?

    11

    واای سیب خوردنش 😂😂😂😅اخی بچه پایین شهر باشی فرق بین سیبو هم نمیفهمی 😂😅😅

    ۶ سال پیش
  • مهشید

    8

    من برم بمیرم سیب مصنوعی خورددددددددد 🤣🤣🤣🤣🤣🤣

    ۶ سال پیش
  • مهشید

    13

    وای دلم حامی چطوری بحثو عوض کرد🤣😂😂😂خیلی خفن بود خیلی وای داشت به ماهرو میگفت ارامش باد معده منم حساب نمیشه باد سریع تا فهمید طوفان اومده گفت پسره الدنگ والا خوش به غیرت ماهرو که اون موقع نخندیده😂

    ۶ سال پیش
  • نازی

    5

    سیب مصنوعی خیلی خفن خنده داربود😂😂😂😂😂

    ۶ سال پیش
  • مائی

    5

    سیبو خورد 😂😂😂کووور

    ۶ سال پیش
  • ارو

    12

    درسته ک ارامش تیکه و تهدید بارِ حامی میکنه ولی خب با این حال حامی هم کم به ارامش غر نمیزنه ،پرو بازی هم میشه گفت بعضی موقعها در میاره، درکل خوب پیش میره😁😐😌

    ۶ سال پیش
  • غزل

    9

    واااااییییییی من عاشق آرامشم 😍پسرا کم اعتراض کنید همیشه کهنمیشه توی رمان ها دخترا غرورشون شکسته شه😑

    ۶ سال پیش
  • SAINA

    8

    عالی بود این پارتش ممنون از نویسندش اونجاش خنده دار بود که حامی سیب رو گاز زد 😂😂 واقعا عالی هستش عکساشون به شخصیت هاشون میاد معلومه نویسنده کارشو بلده دستش درد نکنه

    ۶ سال پیش
  • پریسا

    8

    بسیار عالیه به خصوص آرامش من که عاشقشم

    ۶ سال پیش
  • درسا

    18

    چرا اینجوری فکر میکنین؟؟به نظرم این رمان خیلیم قشنگه همیشه که نباید ما دخترا خار و خفیف شده نشون داده بشیم چیشده پسرا حالا یکی اومده تو رمانش دختر رو سر تر کرده از پسره خونتون به جوش اومده؟؟😏😏😏

    ۶ سال پیش
  • درسا

    9

    😂😂😂😂😂😂😂😂وایییی خدایا دلم درد گرفت ای خدا چقدر این پارت21 خنده دارهههههههه😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂مردم از دست حامی

    ۶ سال پیش
  • M

    5

    خیلی باحال بود خیلی با این تیکه آخرش حال کردم😂😂

    ۶ سال پیش
کپی شد!